
.
کتابهایی که توی آذر خوندم
۱- کافه خیابان گوته/ حمید رضا شاهآبادی
مدتها قبل به خاطر شباهت اسم این کتاب با یکی از کتابهای استفن کینگ، میخواستم بخوانمش. بعداً فهمیدم هیچ شباهتی نداشتن.
کتاب دربارهی یک مرد ایرانیست که یک کافهی ایرانی توی خیابان گوتهی یک جای آلمان پیدا میکند و چند دقیقه بعد از ورودش به کافه متوجه میشود که شرایط عادی نیست.
از خواندن کتاب لذت بردم. اصلاً انتظار آن همه کشش را نداشتم. اطلاعات تاریخی نویسندههم خیلی بهجا در کتاب خرج شده بود و توی ذوق نمیزد. حتماً باید بخوانید.
۲- رها و ناهشیار مینویسم/ ادر لارا
این کتاب آموزشی، برای جستارنویسی را به توصیهی استادم خواندم. چیز خاصی دربارهاش ندارم بگویم جز اینکه آموزنده بود.
اگر به جستار علاقه دارید بخوانید.
۳- نفس/ بهزاد دانشگر
خواندن این کتاب مثل این بود که با ناخنگیر پوست صورتم را ذره ذره بکنم. زجر کشیدم تا آن صد صفحه را تمام کنم.
نثرش خوب بودها.
موضوعش دربارهی یک تحول بود از همانهایی که در برنامهی از لاک جیغ تا خدا نشان میدهد. هیچ وقت از آن برنامه هم خوشم نیامد.
اگر شما دوست دارید داستان یک تحول را بخوانید بروید بخوانید. به من هم هشدار بدهید نروم از آن کتابها بخوانم.
۳- پادشاهان پیاده/ بهزاد دانشگر
روایتهای کوتاه و جالب از اربعین.
توضیح دیگری ندارم.
۴- جلد سوم آتش بدون دود/ نادر ابراهیمی
هرچه جلوتر میروم جذابتر میشود. البته به دلیل حجم استرس و حرصی که سر هر جلد میخورم، فعلاً قصد خواندن جلد چهارم را ندارم.
۵- موآ ( سفرنامه و عکسهای ویتنام)/ منصور ضابطیان
خلاصه کنم که با خواندن این کتاب فهمیدم ویتنام جای مسلمانها نیست واقعاً.
۶- سووشون/ سیمین دانشور
حوصلهی توضیح ماجرا را ندارم. قشنگ بود ولی گمان نمیکنم بیشتر از یک بار بخوانمش.
۷- کتاب صوتی جنایت و مکافات/ فئودور داستایوفسکی
چون با داستایوفسکی و کتابهایش حال نمیکنم نمیتوانستم این کتاب را بخوانم پس گوش کردم.
ماجرا راجع به یک دانشجوی بدبخت است که میرود زرتی یک پیرزن محترم نزولخور را به تبر چهارقاچ میکند.
خیلی جذاب بود ولی صد سال دیگر هم گمان نمیکنم بتوانم بخوانمش.
۸- کتاب صوتی مسکوی کوچک افغانستان
کتاب، خاطرات شفاهی مادر شهید مدافع حرم، احمد شکیب بود.
محور کتاب خود مادر بود.
خیلی دردآور بود واقعاً هرجای کتاب میرسیدم دوساعت فحش و لعنت نثار همه میکردم.
اگر به افغانستان علاقه دارید به شدت این کتاب را پیشنهاد میکنم.
۹- ملکوت/ بهرام صادقی
موقع خواندن این کتاب شرایط جسمی خوبی نداشتم. برای همین یک کلمهاش را از اول تا آخر نفهمیدم.
هرچند برایم سوال است که حال من واقعاً انقدر بد بوده یا کتاب خیلی چرت بوده. به هرحال از توی اینستاگرام این کتاب را برای خواندن انتخاب کردم.