مـهــدیـــســ امیـــرخــــاݩےدرنامـهای به تو که نمیخوانی·۵ ماه پیشنامههایی در دوری_ قسمت سومدر سیهی شب، یادت روشنایی است.
مـهــدیـــســ امیـــرخــــاݩےدرنامـهای به تو که نمیخوانی·۶ ماه پیشنامههایی در دوری_ قسمت دومسلام عزیز دوست داشتنیام!باز هم میخواهم قلمام تنها برای تو تراوش کند، میخواهم سخنم را با تیر نگاهت گره بزنم و به گونهای بنویسم که گویا…
مـهــدیـــســ امیـــرخــــاݩےدرنامـهای به تو که نمیخوانی·۷ ماه پیش( نامههایی در دوری) قسمت اولمن در کوی عشق با نوشتن برای تو خوشم!
مـهــدیـــســ امیـــرخــــاݩے·۱۰ ماه پیشمعرفی رمان ارمیا، رضا امیرخانیکتاب ارمیا از رضا امیرخانی اواین اثر درباره دفاع مقدس و جنگ تحمیلی است که خواندهام، کتاب در اواخر جنگ آغاز شده و با فوت حضرت خمینی پایان م…
مـهــدیـــســ امیـــرخــــاݩے·۱۰ ماه پیشمعرفی کتاب بهار برایم کاموا بیاور اثری از مربم حسینیان؛کتاب بهار برایم کاموا بیاور، اثری از مریم حسنیان، در قالب گوتیک( نامه)، سورئال( ترکیبی از واقعیت و خیال) است و هر چه روند داستان سپری میشو…
مـهــدیـــســ امیـــرخــــاݩے·۱ سال پیشگذشته مگر میگذرد؟هیچوقت نتوانستهام گذشته را پاک کنم. اتفاقاتش را، آدمهایش را، ظلمها و محبتهایش را. به نظرم آنهایی که میگویند گذشته گذشته، حال را بچسب…
مـهــدیـــســ امیـــرخــــاݩے·۱ سال پیشخاک سرد زندگیگاه در عمق فاجعهها سقوط میکنی، آن شبهایی را که تا صبح گلهای بالش را آب میدهی را میگویم. گاه مردهای ولی نفس میکشی، حرف میزنی و حتی…
مـهــدیـــســ امیـــرخــــاݩے·۱ سال پیشدلنوشته من کچمبرای موهایی که چیده شدند، زیرا که دختران غمگین نسبتی با موهای بلند ندارند.میدانی من کیستم؟من آنی هستم که آرزوی بلند خندیدن دارد.من آنی هست…