🖤😈#@sarzaminedastan@#😈🖤·۲۰ روز پیشبی بی گل(فصل 1 قسمت1)666طبق روال همیشه صبح زود میرفتم سر کار . ظهر ها از سرکار خسته برمی گشتم . قرار بود خونمو عوض کنم اما پول زیادی نداشتم برای همین تصمیم گرفت…
🖤😈#@sarzaminedastan@#😈🖤·۲۰ روز پیشدوباره برگشتم اما.........!!!!!666سلام دوباره بعد از یک سال.با توجه به این که من سال قبل رفته بودم دبیرستان اصلا فکرشو نمی کردم دبیرستان اینطوری باشه ولی من برمی گردم پر…
🖤😈#@sarzaminedastan@#😈🖤·۱ سال پیشعید شده باز دوباره چشمک بزن دوباره(ستاره ناراحت شده!عید طلسم شده با بیسکوییت دالک
🖤😈#@sarzaminedastan@#😈🖤·۱ سال پیشداستان گودال روح های گم شده (فصل 2)666پشت سرم را نگاه کرده همه جا مه آلود بود تنها چیزی که دیدم دختری بود که کاملا چشم هایش سیاه بود و از دهانش خون میچکید بود . دختر ناگهان غ…
🖤😈#@sarzaminedastan@#😈🖤·۱ سال پیشداستان گودال روح های گم شده (فصل 1)666شب ها توی خیابون قدم می زنم . سکوت بهم آرامش خاصی میده . وقتی خسته هستم با قدم زدن در سکوت تمام خسته گیم از بدنم بیرون میاد.برای چند روز…
🖤😈#@sarzaminedastan@#😈🖤·۱ سال پیشای دریا حرف دلم را گوش کنای دریای خروشان ای موج های شناور که کنار ساحل هستید ای شن و ماسه هایی که در دریا شناور هستید ای دریا حرف دلم با تمام حرف ها فرق دارد ای در…
🖤😈#@sarzaminedastan@#😈🖤·۱ سال پیشآپارتمان ارواح(فصل3)666دیدند که پلیس از دهانش خونی راه گرفته است . مو به تنم سیخ شده بود. از همان اولم می دانستم قراره چه اتفاقی بیفته. اصلا این آپارتمان حس بد…
🖤😈#@sarzaminedastan@#😈🖤·۱ سال پیشداستان آپارتمان ارواح (فصل2)666نیا و بعدش صدای جیغ بلندی آمد. سوار ماشینم شدم و به سمت لوکیشن خانه دختر پیرزن رفت. بعد از دو ساعت به آپارتمانی که داخل جنگل بود که در ک…
🖤😈#@sarzaminedastan@#😈🖤·۲ سال پیشداستان آپارتمان ارواح (فصل1) این داستان با آرامش شروع اما با استرس به پایان این داستان را با آرامش به خوانید و جمله به جمله این داستان را تصور کنید.همیشه اعتقاد به ار…
🖤😈#@sarzaminedastan@#😈🖤·۲ سال پیشداستان گربه سیاه(فصل۵)(فصل آخر)۶۶۶یهو چشمم به کمدی که مال مادر بزرگم بود افتاد . اون کمد خیلی قدیمی بود . بعضی از شبها که خونه مادر بزرگم می خوابیدم فکر میکردم یکی همش پش…