ویرگول
ورودثبت نام
صداهای سکوتــــِ من 🌒✨
صداهای سکوتــــِ من 🌒✨*جایی که سکوتـــــ های من بلند تر از فریاد ها حرف میزنند *
صداهای سکوتــــِ من 🌒✨
صداهای سکوتــــِ من 🌒✨
خواندن ۱ دقیقه·۷ ماه پیش

اگر مانده بودی ها


شب‌هایم تاریک است و دلم چرکین روحم در هم تنیده است ولی کارش نمی‌توان کرد .

غم فراق نیست ،غم تنهایی نیست غم به جا ماندن است به جا مانده ام و درجا می‌زنم درجا می‌زنم و میخکوب شده ام ،دست هایم بسته است و دفاعیه ای ندارم ، در وصف تو دفاعیه ای ندارم .

در تاریک‌ترین وقت‌ها و شب‌هایم شمع‌ها تشدید تاریکی‌اند گویی روشنایی شایعه‌ای است که در شهر پیچیده است ؛🌒

~ ترس مرا به بازی گرفته است و مقابله ای نمیکنم .کوفته ام ، پژمرده ام ، مچاله شده ام نمیتوانم زیر این بار دلتنگی دوام بیاورم .

~پس کوچ‌ میکنم به شهر ویران شده ی قلبی که با قفسه سینه ای زندانی شده است ،زندانی میان خیالات و رویاهای پوچ و تو خالی .

کسی که زیر خاک های سرد خوابیده است و با روشنایی روزهایش خداحافظی کرده است ، درد کمتری بجا میگذارد .

ولی

تو هستی و سلامی دوباره به روشنایی روز های شهر می‌کنی و من فقط خداحافظی آن را از روزهای تاریک شهرم را میبینم .

پس خداحافظ اگر مانده بودی هایی که نمانده ای 🥀

شهرغمزندانی
۷
۱
صداهای سکوتــــِ من 🌒✨
صداهای سکوتــــِ من 🌒✨
*جایی که سکوتـــــ های من بلند تر از فریاد ها حرف میزنند *
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید