
یک جستاری خوندم که میگفت: «عشق، واقعیترین چیزیه که تو در جهان میتونی تجربهاش کنی و هیچ چیز به اندازهی عشق نمیتونه واقعیترین بخشهای تو رو بروز بده.» فکر میکنم بشه اینطور نگاه کرد که هر قدر هم خودشناسی رو در خلوت خودت تمرین کنی و خودت رو بکاوی، بخشهایی هست -که اتفاقا بخشهای به غایت تاریکی هم هستن- که تو در میانهی عشق و ارتباط اونها رو میبینی و بابت این تماشا و مواجهه درد زیادی رو هم تجربه میکنی. یک آینهی چندبعدی که علاوه بر نشون دادن نهایت زیباییها و قوتها، تاریکترین و خامترین بخشها رو هم عیان میکنه. در این حالته که بسیاری از ساز و کارهای دفاعی ما از کار میافتن و بعضی خلاءهای درونی هم فعال میشن. شاید نکته همین باشه اگر صادقانه در مسیرش قرار بگیری، ممکنه از خلال همون درد، درمان رو هم پیدا کنی.