ویرگول
ورودثبت نام
Aida G
Aida Gبرای بقا در صنعت کار میکنم ,ولی برای روحم مینویسم.
Aida G
Aida G
خواندن ۱ دقیقه·۲ روز پیش

وقتی فردا هیچ شکلی ندارد

دلم آشوبه.
نگرانم؛ نگران آینده‌ای که دوست دارم باشد، اما هیچ چشم‌انداز روشنی از آن ندارم. آینده‌ای که در مهی مبهم، گنگ و خاک‌آلود گم شده است.
حالی که دارم خوب نیست. ما حال‌مان خوب نیست. حتی شادی‌ها هم دیگر از ته دل شادمان نمی‌کنند.

انگار مدت‌هاست خسته‌ایم؛ از فکرِ فردا، از مرورِ دیروز، از ایستادن در امروزِ نامعلوم. زندگی جلو می‌رود، اما ما گاهی جا می‌مانیم؛ نه از حرکت، که از معنا.
دل‌مان آرامش می‌خواهد، نه وعده. وضوح می‌خواهد، نه فقط امیدهای مبهم.

نمی‌دانم این حال تا کِی می‌ماند، فقط می‌دانم گفتنش، نوشتنش، شاید کمی از سنگینی‌اش کم کند.
شاید همین اعترافِ ساده، اولین قدم برای نفس کشیدن باشد.

فردانویسندگینویسندهکتاب
۸
۰
Aida G
Aida G
برای بقا در صنعت کار میکنم ,ولی برای روحم مینویسم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید