Aida G·۲ روز پیشوقتی فردا هیچ شکلی ندارددلم آشوبه.نگرانم؛ نگران آیندهای که دوست دارم باشد، اما هیچ چشمانداز روشنی از آن ندارم. آیندهای که در مهی مبهم، گنگ و خاکآلود گم شده است…
Aida G·۳ روز پیشاین روزها، جزئیات بیشتر از قبل صدا دارنداین روزها ذهنم سخت مشغول است؛به آینده، به امروز، به فردایی که هنوز نیامدهو به دیروزی که گذشته.از وقتی از سیسالگی عبور کردم،زندگی و روزها ب…
Aida G·۴ روز پیشفقط کاش....!صبح هوا به شدت گرفته بود اما نم نم شروع کرد به باریدن, دانه های سفید برف یکی یکی بر وری زمین میباریدن بدون آن که خودشان خبر داشته باشند چه…
Aida G·۹ روز پیشچتر اسمانابرها مثل پنبه های مرتب در کنار هم برروی صفحه صاف آسمان بالای کوه مثل چتری نرم نقش بسته اند آسمان ترکیبی از ر…
Aida G·۲۱ روز پیشوقتی نگاه کردن کافیستوقتی موقع رانندگی یا پیادهروی به اطرافم نگاه میکنم، میبینم که همهچیز پر از تازگی است.حتی به نظرم هر روز صبح، همان کوههایی که هر روز می…
Aida G·۱ ماه پیشزمستانِ خشک، دلِ زندهامروز هوا سرد است، اما هنوز خشک.آسمان آبیست و ابرها سفید و پنبهای.بادِ سرد و سوزدار، خشک و تند، مثل شلاق به صورت میخورد.ابرها با شدت باد…
Aida G·۱ ماه پیشسفیدِ آرامامروز صبح، اولین برف زمستان بارید؛ خیلی کم، اما آسمان فوقالعاده زیبا بود.ابرهای پنبهای و نرم به چشم میخوردند و میان آنها، تلالوی نور خو…
Aida G·۱ ماه پیشآیا فکرها اتفاق را صدا میزنند؟امروز از خواب که بیدار شدم حس عجیبی داشتم؛ سرحالی و خوشحالی خاصی درونم موج میزد، انگار از قبل میدانستم قرار است اتفاقهای خوبی بیفتد.عجیب…
Aida G·۱ ماه پیشوقتی زمان در آینه مکث میکند (ادامه)امروز، برخلاف همیشه، وقتی از خواب بیدار شد دیگر هیچ رویایی به خاطر نمیآورد.اما انگار به دیدن رویاها عادت کرده بود، به دیدن نشانهها خو گرف…