Aida G·۵ روز پیشما که بلد نبودیم راحت زندگی کنیمدیشب خیلی عصبی بودم. از آن شبهایی که انگار هیچچیز سر جای خودش نیست و ذهن مدام از فکری به فکر دیگر میپرد. من اصولاً عادت ندارم از مشکلاتم…
Aida G·۶ روز پیشتورِ سفیدِ آسمانآسمان آن روز عجیب قشنگ بود. ابرها مثل تور نازکی روی خورشید کشیده شده بودند؛ لطیف و سبک، یکدست و کمی پفکرده. انگار کسی با حوصله، پردهای ظ…
Aida G·۱۱ روز پیشسادگی ضعف این روزهای دنیاست.از تمام ضربههایی که خوردمو تمام حرصهایی که در خودم ریختم، فقط چون بلد نبودم مثل بقیه باشم.همه یاد گرفتهاند چطور حرف بزنند،چطور نقش بازی…
Aida G·۱۴ روز پیشآدمها زخم های همیشگیعجیب است، آدمها هیچ شناختی از یکدیگر ندارند، اما برای هم نسخه میپیچند، آنهم از نوع دلخواه خودشان. قوانینی غیراخلاقی را تحت عنوان اخلاق ب…
Aida G·۱۵ روز پیشتلاش برای بقابالاخره مجوز چاپ کتابمو گرفتم و دارم تمام تلاشمو میکنم که به مفقیتهای بیشتر برسم اما گاهی جبر جغرافیایی تمام انگیزه و ذوق و استعدادتو نابو…
Aida G·۳ ماه پیشنقاشی طبیعتصبح………..نقاشی خدا طبیعت پنهان شده در دل شهر در دل غم اندوه عزا دلتنگی دوری بی عدالتی نابرابری بی عدالتی بی عدالتی خستگی ناامیدی اینده ای مح…
Aida G·۳ ماه پیشخوابآلودگی زیرِ فشارِ ظلمناامیدم، اما تهِ دلم امیدوارم.نمیدانم؛ سرحالم، اما بیانرژیام، پرانرژیام، غمگینم و شاد.میفهمی حال مرا؟انگار همهچیز همزمان در من اتفاق…
Aida G·۳ ماه پیشاندوهِ پیش از عدالتنمیتوانم بفهمم چرا ظلم همیشه اول پیروز میشود. کلی مظلوم از بین میروند تا بعد، نور پیروز شود.الان غمی در دلم هست که نمیتوانم توضیحش بدهم…
Aida G·۴ ماه پیشدر لوپ بیپایاندارم روی کتابم کار میکنم؛ داستانهایی که ترجمه کردهام، حالا کمکم آماده میشوند تا به جهان عرضه گردند، اما ذهنم مدام درگیر چیزی است که نم…