ویرگول
ورودثبت نام
زهرا سالاری نویسنده
زهرا سالاری نویسنده> من زهرا سالاری‌ام، دختری که با دردها ساخت، با لبخند ادامه داد و از دل سختی‌ها نوشت. نویسنده‌ای از دل احساسات… زهرا سالاری، متولد ۱۳۸۷ ✨ برای رمان درخواستی به ایدی زیر پیام بدید salari1387zahra2025
زهرا سالاری نویسنده
زهرا سالاری نویسنده
خواندن ۱ دقیقه·۹ روز پیش

رمان صدای سکوت 🌙پارت چهل و چهارم به قلم زهرا سالاری✍️

پارت ۴۴🌙

صدای شکست در، مثل ضربه‌ای توی دل من نشست. دستم از ترس به درب چسبید.

قلبم تندتر از قبل می‌زد و همه چیز به نظر تاریک‌تر از قبل می‌رسید.

با هر لحظه‌ای که می‌گذشت، صدای نفس‌ها بیشتر می‌شد.

نمی‌تونستم به وضوح ببینم، ولی احساس می‌کردم کسی درست پشت در ایستاده.

– لیا…

صدای مردی بود که تا عمق وجودم می‌رسید. صدایی که نمی‌شناختمش، ولی یه حس آشنا داشت.

دست‌هام رو محکم به دیوار گرفتم. همه‌ی بدنم می‌لرزید.

چشمهام روی در ثابت بود. در اتاق کم‌کم باز می‌شد، آهسته و بدون هیچ صدای خاصی.

تنها صدای بارون و نفس‌هاش به گوش می‌رسید.

باید صبر می‌کردم. باید به حرف سعید گوش می‌دادم. ولی بدنم نمی‌تونست یه لحظه هم آرام باشه.

– می‌دونم که می‌شنوی… بیا بیرون، اینجوری راحت‌تر می‌شی…

دست‌هایم شروع به لرزیدن کرد. انگار که چیزی در درونم شکسته بود. یک ترس عمیق و وحشتناک.

ناگهان صدای قدم‌های سنگین و محکمی به گوشم رسید. قدم‌هایی که نزدیک‌تر می‌شدند.

فقط یک لحظه دیگر تا انفجار تمام این لحظات فاصله داشتم.

از گوشه‌ی چشمانم دیدم که در کاملاً باز شده و سایه‌ای به داخل اتاق وارد شد. دلم از جا کنده شد.

لحظه‌ای به ذهنم خطور کرد که شاید من به اشتباه ترسیده باشم. شاید…

ولی نه.

این چیزی که الان در اتاقم ایستاده بود، هیچ ربطی به ذهن من نداشت.

چشمانم به چیزی سرد و بی‌رحم دوخته شده بود.

در همون لحظه، گوشی رو برداشتم و با تمام وجود صدای سعید رو شنیدم که به شدت فریاد می‌زد:

– لیا! در رو قفل کن، سریع!

ولی صدای مرد به من نزدیک‌تر شد و درون اتاقم پر شد از صدای نفس‌های وحشتناک و خش خش

#رمان #داستان #نویسنده #زهرا_سالاری

خش.

رمان داستانصدای
۰
۰
زهرا سالاری نویسنده
زهرا سالاری نویسنده
> من زهرا سالاری‌ام، دختری که با دردها ساخت، با لبخند ادامه داد و از دل سختی‌ها نوشت. نویسنده‌ای از دل احساسات… زهرا سالاری، متولد ۱۳۸۷ ✨ برای رمان درخواستی به ایدی زیر پیام بدید salari1387zahra2025
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید