نجمه سلیمان پور·۳ ماه پیش؟؟؟؟"زندگی گاهی ما را در پیچوخمهایش گم میکند، جایی که سکوت دردناک به نظر میرسد و دل پر از سوال است. اما همین لحظات، همانهایی هستند که قدرت…
نجمه سلیمان پور·۳ ماه پیشتجربه گر زندگیزندگی را باید چشید، نه فقط زیست.باید بگذاری طعمهایت را بر جانت بنشاند:تلخیِ جدایی، شیرینیِ امید، شورِ تلاش و آرامشِ بخشش.تجربهگر زندگی، ا…
نجمه سلیمان پور·۶ ماه پیشترس از شکستبعضی وقتها، شکست مثل یک سایه میاد دنبالت…میترسی دوباره شروع کنی،چون فکر میکنی دوباره زمین میخوری.ولی بدون…زمین خوردن پایان نیست،زمین خو…
نجمه سلیمان پور·۶ ماه پیشامید ، نوری که از قلب می تابدزندگی همیشه آسان نیست. گاهی میلغزیم، گاهی خسته میشویم، گاهی حس میکنیم هیچ چیزی مطابق میل ما پیش نمیرود. در این لحظهها، چیزی که ما را ن…
نجمه سلیمان پور·۶ ماه پیشتغییرتغییر، ترسناک نیست...ترسناک اینه که سالها بگذرهو تو همونجایی باشی که همیشه بودی...همون فکرهاهمون عادتهاهمون غمهای کهنه که جا خوش کردها…
نجمه سلیمان پور·۶ ماه پیشخودشناسیسفرِ اصلی، نه به کوه است، نه به دریا...بلکه به درونِ توست.به شهری که سالهاست آن را زندگی میکنیاما ندیدهای.خودشناسی یعنیبا چراغِ دلپا گذ…
نجمه سلیمان پور·۶ ماه پیشهیچ کس نفهمیدهیچکس نفهمید…آنهمه سکوتفریاد بودآن لبخندهاگریههایی بودندکه بلد بودند خودشان را قایم کنندهیچکس نفهمیدوقتی با "خوبم" جواب دادمچقدر "خرابم…
نجمه سلیمان پور·۶ ماه پیشمن یک زنممن یک زنم…اما نه آنطور که فکر میکنینه فقط یک چهرهنه فقط یک نقش در خانهنه فقط یک نام در شناسنامه کسی…من، هزار شب نخوابیدهامتا به جایی بر…
نجمه سلیمان پور·۷ ماه پیشدلم گرفتهدلم گرفته ای دوست، هوای گریه با منگر از قفس گریزم، کجا روم؟ کجا من؟کجا روم که راهی به گلشنی ندانم؟که دیده برگشودم به کنج تنگنا من...نه بسته…