سفرِ اصلی، نه به کوه است، نه به دریا...
بلکه به درونِ توست.
به شهری که سالهاست آن را زندگی میکنی
اما ندیدهای.
خودشناسی یعنی
با چراغِ دل
پا گذاشتن به اتاقهای تاریکِ وجودت...
دیدن زخمی که پنهانش کردهای
آشتی با صدایی که همیشه خفهاش کردهای.
باید برگردی…
نه به گذشته
که به ریشهات.
به آنجایی که خدا
تو را با نَفَسِ خویش آفرید.
وقتی خودت را بشناسی
دیگر نه از تنهایی میترسی
نه از حرف مردم
نه از راهی که سخت است...
چون کسی که با خویش آشنا شود.
با خدا غریبه نیست.