ویرگول
ورودثبت نام
سای‌مان
سای‌مانزندانی ابدی تراژدی.
سای‌مان
سای‌مان
خواندن ۱ دقیقه·۱۱ ساعت پیش

خاکستر

با شعر بیگانه شدم استاد

لبخند آدم‌ها دیگر پاک نیست.

نمی‌دانم چطور می‌شود

خاکستر را

از میان خاکستر

بیرون کشید.

من گُم‌ام.

شما کجا ایستادید؟

دنیا هنوز برایتان رنگی‌ست؟

یا که رویا

برای شما هم

رنگ‌پریده شده؟

چروک زیر چشم‌ها

دیگر بر اثر خنده نیست.

آدم‌ها عوض شده‌اند‌.

عوض شده‌ایم.

شما بگویید

چطور می‌شود خاکستر را

از میان خاکستر

بیرون کشید؟

-به استاد عزیزم، که تا همیشه دلتنگ اویم.

شعرکوتاه
۰
۰
سای‌مان
سای‌مان
زندانی ابدی تراژدی.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید