براستی کدام بود؟
شیشهها. شیشهها.
میلی به گفتگو نیست؛ نخواهد بود.
اگر کاغذ، تنها مکانم باشد.
شرم نمیکنم اما میترسم.
ترسی بزرگ
به بزرگی یک مرد بالغ،
در من ریشه دوانده.
صدایم نزن.
گوشهایم خواهند گریخت و خون،
همان فریادیست که بیصدا
ساطع خواهد شد؛
از میان کبودیِ
دندان اسبی که دیشب
پیش پایت جان سپرد.
بگو او که بود؟