سیوشش درصد چشمان تو جنسش عسل است
مابقی قهوه و فنجان شراب و غزل است
هر دم از دوری تو سوز و غمی میآید
تو نباشی به گمانم که زمان اجل است
لحظاتی که ز تو دور شوم ای گل من
به تماشای من که روم او خجل است
خجل از طعم نگاه من تنها در شب
خجل از قبل ابد تا به نهایت غزل است
من به سیرابترین نوع خودم تشنه شدم
تشنگی لعل لب آن نفس سوز دل است
هر چقدر بکشم زجر تو را رنج تو را
همه چون که به وصالم برسی تو عسل است
هرچقدری که تو گیسوی بلندی داری
سر من از رخ و ابروی تو گویی کچل است
هر زمان که موی تو بر سر من حلقه زند
آن زمان جمع من و تو به شبیه زحل است
خم به ابرو تونیاور که زمانی همه جا
چین و چاکی شود آن دم که تو گویی گسل است
آتش از قبل من ظلم و ستم دیده مخواه
کانچه بر روزن او میگذرد دود دل است