ویرگول
ورودثبت نام
دفترچه یادداشت
دفترچه یادداشتراهی برای آرامش ذهن (نوشتن)
دفترچه یادداشت
دفترچه یادداشت
خواندن ۱ دقیقه·۸ ماه پیش

شاید من هم دیوانه باشم!

مگر دیوانگی چه مشکلی دارد؟چه مشکلی دارد که بلند بلند بخندی؟چه مشکی دارد جوری شاد باشی که فریادت را تمام جهان بشنوند؟

مگر بد است مجنون کسی باشی،آنقدر که یک عشق زیبا را به وجود آوری؟

شاید هم من دیوانه باشم!اینکه با خود حرف می زنم و درباره ی زیبایی معشوقم می گویم،دیوانگی است؟

اینکه در رویا ام با آن چال کوچک روی لپش و آن موهای موج دار قهوه ای ژولیده در گندم زار به ترانه ی گندم ها،که برای انقلاب پاییز می خوانند گوش می دهد و می رقصد،نشان از دیوانگی من است؟

اگر دیوانگی آنقدر زیباست پس من هم دوست دارم دیوانه باشم.

اگر مثال دیوانگی مجنون،عشقی است که لیلی اش داشت پس من هم مجنون شهر قصه های خودم می شوم.اگر مجنون بودن نشانه ی این است که هزار و یک شب به داستان معشوقت گوش فرا دهی،من همان دیوانه ای هستم که کسی حال مرا درک نمی کند.

من می خواهم همان دیوانه ای باشم که در نسیم بهاری استراحت می کند و در باران پاییزی با پرنده ها کوچ می کند.همان که در گرمای تابستان چای تلخ می نوشد و در برف زمستان از سرما ی بستنی اش لذت می برد.

{آری من دیوانه ام.همان مجنون عاشق که از زندگی اش لذت می برد}

دیوانه
۱۰
۲
دفترچه یادداشت
دفترچه یادداشت
راهی برای آرامش ذهن (نوشتن)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید