
پنجره ها را باز کنید
پرده ها را کنار بکشید
آتش جنگ تا یک قدمی ما آمده است
در مقابلمان سرو
زیر پاهایمان سبزی
و روی کلاهمان پروانه
این پتیاره ها به اینان هم رحم نکرده اند
تا دیروز منظره مقابل پنجره ها
درخت بود و بوته
حال ویرانه ایست
که گرد از آن میبارد
راستی گرد خران شما کی می خوابد
کاش کشتن انسان انقدر آسان نبود
که دست هر کودک در خون
شعر هر شاعر در جنگ باشد