این قسمت دوم از یک یادداشت درباره نویسنده های معاصر ایرانی است که از نظر فکری و ادبی یا زمانی به هم نزدیکتر بوده اند. شاید بتوان آنها را "نویسنده های موافق" یا همگرا نامید.
اگر این نویسنده ها را در کنار هم قرار بدهیم، معمولا یکی از آنها نویسنده ای "روشنفکر" و دیگری نویسنده ای بیشتر مردمی است.
هدایت و چوبک
آل احمد و دانشور
گلشیری و معروفی
حاج سید جوادی و فهیمه حیدری و نسرین ثامنی
در این چهار گروه نفر سمت راست یک روشنفکر به حساب میآید و نفر سمت چپ کمتر صبغه روشنفکری دارد و بیشتر داستان های مردمی مینویسد. یعنی داستان هایی که به سمت بیان وضعیت توده های مردم یا بخشی از جامعه مربوط میشود و یا به هر حال نوعی مخاطب عام پیدا میکند که نویسنده روشنفکر توان رسیدن به چنین مخاطب عامی را ندارد.
مثلا هدایت کاملا مشخص است که یک نویسنده به اصطلاح انتلکتویل است و داستان نویسی مدرن را در ایران پایه گذاری کرده است. بیشتر به فکر پایه ریزی نوعی تکنیک ادبی و فن داستان نویسی است. اما صادق چوبک گرچه او هم مثل هدایت ناتورالیستی و مدرن مینویسد در بیشتر آثارش به اصطلاح نویسنده مردم اعماق جامعه یا مردم بدون آینده است. تا اینکه به داستان تنگسیر میرسد و رمانی درباره توده روستایی مینویسد.
آل احمد یک نویسنده روشنفکر است و خود را نویسنده چپ اجتماعی و آوانگارد میداند. اما سیمین دانشور نویسنده ای است که به خصوص درباره اقشار خاصی از جامعه بنویسد. مثلا در سووشون روایتی ساده تر و بی ادعا درباره نقش زنان در مبارزات سیاسی و فعالیت های اجتماعی دارد. سووشون هم یک رمان اجتماعی و تاریخی است.
یکی دیگر از نویسندگان روشنفکر هوشنگ گلشیری است که سابقه دوستی و همفکری با عباس معروفی دارد. گلشیری بیشتر در تکنیک داستان نویسی یک نویسنده خلاق و ابداع کننده است. نوع خاصی از روایت در شازده احتجاب و مجموعه داستان معصوم ها دارد که در آن روایت از ذهن بیشتر شخصیت های داستان عبور میکند. معروفی ولی بیشتر مسائل عمده زمانه خودش در دهه شصت و هفتاد را مینویسد. معروفی سعی میکند بیشتر باب طبع مخاطبان عام آن دوره بنویسد. روایت ساده