ویرگول
ورودثبت نام
رضا پرتو
رضا پرتوعلاقه مند به ادبیات، تاریخ و نقد ادبی
رضا پرتو
رضا پرتو
خواندن ۱ دقیقه·۹ روز پیش

بینوایان؛ هزار راه نرفته بازرس ژاور

ژاور آدم جالبی است. از آن ول نکن های عالم ادبیات. به اصطلاح پروتو تایپ یا سرمش و الگوی انسان های ول نکن. تمام فرانسه را به دنبال ژان وال ژان زیر پا میگذارد. شعارش این است باید به قانون جامعه احترام گذاشت فکر میکند جامعه قانونی دارد که باید به آن احترام گذاشت انسان دگمی است تخت و بی شیله پیله

بارها ژان وال ژان او را غافلگیر میکند بهش ثابت میکند مسیرهای زندگی بسیار است قرار نیست آدم همیشه در یک مسیر حرکت کند زندانی دیروز میتواند امروز شهردار باشد و انسانی نیکوکار یکی نیست بگوید برادر جامعه قانون ندارد قانون جامعه عمل آزاد آدم هاست ژان والژان از پل به درون رودخانه میپرد از دیوار صومعه بالا می‌رود خود را از بالای قلعه به درون آب می‌اندازد

ژاور فقط یک راه می‌شناسد راه قانون و مقررات خیلی هم بوروکراتیک و اداری نیست وقتی مافوقش می‌گوید ما کارهای دیگری هم داریم او اصرار می‌کند که باید ژان وال ژان را پیدا کند همه می‌دانند که زندگی پر پیچ و خم است آدم ها در مسیرهای مختلف جا به جا می‌شوند سرنوشت ها تغییر می‌کند خدایی هم هست ژاور اینها را قبول ندارد شخصیت عجیبی است

۲۱ سال در زندان تولون خدمت می‌کند ۱۹ سال ژان وال ژان زندانی اوست و نمی تواند او را تغییر بدهد ژان وال ژان یک شب مهمان کشیش است و کشیش روح او را متحول می‌کند ژاور چنان سر سخت است که به این چیزها باور ندارد دگماتیسم خاصی دارد با این وجود اهریمن نیست شیطان نیست انسان تک بعدی و دگمی است

بینوایانویکتور هوگوادبیات
۶
۰
رضا پرتو
رضا پرتو
علاقه مند به ادبیات، تاریخ و نقد ادبی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید