ویرگول
ورودثبت نام
Masoud Karimi
Masoud Karimiگاهی در مسیرهای تکراری روزمره، اتفاقات غیرمنتظره‌ای می‌افتد که ارزش روایت کردن دارند. http://ble.ir/m_papa https://whatsapp.com/channel/0029VbDEaA90bIduwOVBbF0J
Masoud Karimi
Masoud Karimi
خواندن ۱ دقیقه·۲ روز پیش

اندکی تفکر

صندلی خالی و چای سرد

امروز در کافه نشسته بودم و به آدم‌ها نگاه می‌کردم. پیرمردی آمد، صندلی روبه‌روی میز من را کشید و نشست. نپرسید که کسی اینجا نشسته یا نه. فقط نشست. یک استکان چای سفارش داد، قند را در دهانش گذاشت و به دوردست خیره شد.

داشتم فکر می‌کردم که چقدر آدم‌ها راحت به خلوت هم وارد می‌شوند. می‌خواستم بگویم: ببخشید آقا، من منتظر کسی هستم؛ اما نبودم. در واقع، سال‌ها بود که منتظر کسی نبودم.

پیرمرد بعد از چند دقیقه گفت: می‌دانی پسرم، سخت‌ترین کار دنیا، قضاوت نکردنِ کسی است که جایش نیستیم.

نگاهش کردم. انگار فکرم را خوانده بود.

گفتم: بله، اما رعایت حریم هم مهم است.

لبخندی زد و گفت: حریمِ تنهایی که شلوغ نمی‌شود. حریمِ دل است که اگر کسی را راه ندهی، می‌پوسد. من آمدم اینجا بنشینم که تو یادت نرود هنوز زنده‌ای و کسی هست که روبرویت چای بنوشد، حتی اگر با او حرف نزنی.

چایش را که تمام کرد، بلند شد. کلاهش را صاف کرد و رفت. من ماندم و یک صندلی خالی و طعمِ گسِ حقیقتی که در فنجانِ نیم‌خورده‌اش جا مانده بود. گاهی تمامِ اخلاق، در همین است: که بدانیم حضورِ دیگری، بارِ اضافه‌ای بر دوشِ انزوای ما نیست، بلکه فرصتی برای انسان ماندن است.

• جهان کوچک من؛ روایتِ بزرگِ جزئیات.

نویسنده: م.پاپا

چای
۱
۰
Masoud Karimi
Masoud Karimi
گاهی در مسیرهای تکراری روزمره، اتفاقات غیرمنتظره‌ای می‌افتد که ارزش روایت کردن دارند. http://ble.ir/m_papa https://whatsapp.com/channel/0029VbDEaA90bIduwOVBbF0J
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید