امروز خیلی اتفاقی توی گوگل سرچ کردم احساس پوچی میکنم،وقتی داشتم لابه لای سایتا میگشتم به ویرگول برخوردم،نوشته های یه اقایی در مورد پوچی،از خوندن نوشته هاش کلی حس خوب گرفتم،یه لحظه کنجکاو شدم که ویرگول چیه؟شروع کردم گشتن تو ویرگول و خوندن پستای بقیه همینم ترغیبم کرد که خودمم پست بزارم اما چیزی خاصی واسه امروز به ذهنم نرسید.
راستش امروز تا ساعت ۹ تو تشک بودم،چون شب قبلش تا نصف شب داشتم یه سریال کره ای رو میدیدم(وقتی به قسمت دهمش رسیدم تازه یادم اومد من این سریالو دقیقا تا قسمت دهمش دیدم و کنارش گذاشتم ،دوباره هم تصمیم گرفتم از همین جا دیگه نبینمش عجیبه نه؟) وقتی بیدار شدم زنگ زدم به اون آموزشگاهی که یه ماهه قرار باهاشون صحبت کنم، من طول هفته دانشگاهم و فقط آخر هفته ام خالیه،فک میکردم کلاساشون آخر هفته باشه ولی گفت شنبه،یکشنبه و دوشنبه است!گفت میتونم خصوصی بردارم ولی خب فک کنم پولش زیاد بشه البته که میشه قصد بندی کرد ولی امیدوارم جوری باشه که بشه قصدا شو داد.
اصلا دارم در مورد چی صحبت میکنم؟بگذریم
ویرگول به نظر فضای ارومی داره و خلوته ؛نمیدونم حالا که دلم میخواد بنویسم کسی نوشته هامو میخونه یا نه!همیشه به خودم قول میدادم که یه روزی نوشتنوشروع کنم اما هربار بعد یه مدت کوتاهی رهاش کردم ،چون احساس میکردم زیادی معمولیه!سعی میکنم بنویسم،سعی میکنم!!!
