توجه و محبت در زندگی زناشویی مانند دوست داشتن ِ آش رشته است.
در حالیکه تو فریاد میزنی: من آشِ رشته دوست دارم.
پارتنر و شریکِ زندگیت آش دوغ برایت میخرد.
تو آش رشته دوست داری اما او آش دوغ خریده.
تو فریاد میزنی: من آشِ رشته با کشک فراوان میخواهم و او آش دوغِ بیشتری در حلقت جا میدهد.
همینقدر ساده و همینقدر پیچیده.
تو ناراحت از اینکه مورد توجه نبودی و او دلگیر از اینکه قدردانی نشده.
و این دایرهی پوچ مدام تکرار میشود تا قطر دایرهی فاصلهها به اندازهی آمریکا تا چین شود.
به قول کاریکلماتور نویس محبوب" بهترین بازی، نامزد بازیست به شرط اینکه فینالش عروسی نباشد."
حرف خندهدار و البته عبرتداریست که اگر بتوانیم و بخواهیم محبت و هیجان را سرلوحهی زندگی مشترک قرار دهیم و هنوز تلاش برای کاوشِ آدم مقابلمان داشته باشیم شاید قضیه فرق کند پس بهتر است در این با نگاهی کمی کمرنجانه تر به خودمان نگاه کنیم و با صبوری تلاش در جا انداختنِ آشی کنیم که زحمتها و هرینههای زیادی برایش کشیده شده است.

