ویرگول
ورودثبت نام
حنانه سندگل
حنانه سندگل
حنانه سندگل
حنانه سندگل
خواندن ۱ دقیقه·۱۵ روز پیش

علف ایام

کتابی شیرین و کمتر شناخته شده که نثر فوق‌العاده‌اش جامِ حیرت را از دستانِ آدمی می‌اندازد.

این کتاب که به گفته خود نویسنده، دوبار منتشر شد و هربار به دلیل دخل وتصرف‌های زیاد به آنچه‌ که باید می‌شد، مبدل نشد و دستِ آخر توسط ناشری توانا تبدیل به نوشته‌ای دلکش شد که از دست دادن هر خطِ آن مایه نکوهش و دلگیری است.این کتاب در قالبِ داستانی از مردی بختیاری می‌نویسد که به قصد سیاحت و نوشتن ایام، سر از امامزاده‌ای در می‌آورد که راه رسیدن به آن تا بالای کوه، کوره‌راهی است که فقط با الاغ و راهنما امکان پذیر است.

از راهنمایی که سخنی به گزاف نمی‌گوید، صحبت با پیر مرشد امام‌زاده، شنیدن شیهه‌ی اسبان در نیمه‌شب، پیرزن لال تا رفتن به روستایی که سید‌هایش، وظیفه‌ی گرفتن مارها را دارند تا آن دشمنی که از پدرمان آدم و مادرمان حوا در بهشت برین شکل گرفته را تا ابد و نسل به نسل پاسخ گویند.

نثر زیبا و تمیز که خواندن را کمی سخت می‌کند زیرا با نوشته‌های متداول فرق و کار را بهتر بر جان آدمی می‌نشاند و غافل شدن از حتا یک خط از آن شما را دچار بی‌خبری می‌کند.

کتابنوشتننقد
۴
۰
حنانه سندگل
حنانه سندگل
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید