وقتش رسیده که بپذیرم بالاخره زمانی که همیشه منکرش بودم فرارسیده. از دوسال پیش همیشه خطاب به خودم اینجوری بودم که حالااا کو تا کنکور؟ هروقت زمانش رسید راجبش غصه میخوریم،واقعیت اینه که این دیدگاه باعث شد الان که ی ماهی هست که دیگه من درشمار کنکوریهای بال شکسته به شمار میرم نتونم اینو بپذیرم و تلاش کنم.

سه تیرماه هزارو چهارصد چهار.
بخاطر جنگ، امتحان فنون به تعویق افتاده بود پس ما هنوز امتحان داشتیم ولی استارت درس خوندن برا کنکور رو زدم. بدون هدف مشخص،بدون ذهنیت،بدون آگاهی از مسیر و با تعدادی کتاب تست که قرار بود به مدت یک سال همسفر باشیم.این باور رو داشتم و دارم که وقتی همهچیز مطابق میلت جریان پیدا کرد دقیقا زمانی نیست که تو باید شروع کنی.
چیکار کنیم؟ خود من از آدمایی هستم که همیشه فکر میکردم زمانی میتونی موفق بشی که همه وقتت رو،و نه تمرکزت، رو به اون کار اختصاص بدی، مث موقعی که تو ی روز فرجه تاریخ ۱۵ساعت درس خوندم صرفا برا اینکه عذاب وجدان کمتری داشته باشم. ولی الان لازمه دنبال کمیت بیشتر نباشیم، لازمه بدونیم دو ساعتِ مفید درس خوندن بهتر از ده ساعتِ بدون کیفیته!پذیرش و عمل کردن بهش برا من از درس خوندن هم سختتره ولی سعیمون رو میکنیم..🐛
برا این کار تصمیم گرفتم کارایی که دوس دارمو همراهش انجام بدم.شروع کردن پادکستِ درباره فلسفه میتونست انتخاب خوبی باشه.🌱

خودمونو از حواشی کنکور دور کنیم؟ الان دقیقا زمانیه که به اصطلاح عیدِ مشاورای کنکوره. با این عنوان که تابستون ی فرصت طلاییه و لازمه بهرهوری بیشتر داشتنِ ی مشاوریه که مث چراغِ راه عمل میکنه(مشاور خوب نعمته،ولی شما اول باید ببینید نیازتون هست یا نه).
از اول این دوره کسایی هستن که عمیقا چیزای فرع مث ازمون،کلاس و کتابهای مختلف رو اصل قرار میدن و فراموش میکنن که هدف درس خوندنه، "واا ینی میخای بگی اشتراک فلان موسسه رو نگرفتی؟" "ما با فلان معلم کلاس گرفتیم تو چرا نمیایی؟" " فلان رتبه برتر این کتابو داشت تو نمیگیری؟" . بااید بپذیریم هزینه موفقیت تو این زمینه فقط تلاش تلاش و تلاش. گاهی وقتا برا نپذیرفتن این موضوع کارای احمقانهای کردم که بعد متوجه شدم فقط برا فرار از فشار درس بوده که بی نتیجه مونده.مثلا اینکه همین یک ماه رو مشاور گرفتم و بعد متوجه شدم این مدت همه تمرکزم رو این بود که توی آزمونهای شبانه بدون توجه به درصد و پیشرفت نفر اول بشم و اگه ی شب این اتفاق نمیافتاد فک میکردم چقد آدم بی مصرفیام. این فرصت میتونه واقعا چراغ راه ی نفر باشه ولی چاره کمال گرایی من نبود. از حالا بیشتر میتونم رو ریاضی تمرکز کنم.🧚♀️

درس خوندمون چجوری باشه؟ بنظرم کاری که باید بکنیم اینه که کتابامون رو به سه بخش تقسیم کنیم. اول: کتابای گلمنگلی و دوس داشتنی که صفحه به صفحشو با ذوق و شوق رد میکنیم،برا من میتونن جامعهشناسی اقتصاد روان یا حتی عربی باشن🎀. اینا همونایی هستن که قراره مواقعی که خستهایم یا حوصله درس رو نداریم بریم سراغشون.
دوم: اونایی هستن که برای ما به منزله پونه برا مار هستن. مثل ریاضی و جغرافیا و تاریخادبیات.از وقتی یادم میاد اینارو پارتای آخر میزاشتم و معمولا درست و حسابی نمیخوندم. برا اینا باید خرد خرد پیش رفت.و البته به قلبشون نفوذ کرد💘
دسته سوم هم کتاب هایی رو شامل میشن که جزو دودسته اول نیستن دیگه. مث فلسفه تاریخ منطق.. بهترین تایم خوندنشون هم عصر تا شبه،جایی که دوباره انرژیت برگشته.
-و البته یاد بگیریم درس خوندنِ مرور صرف نباشه. اینکه فک کنیم درس رو تموم کنیم که آخرشب فقط تیک بخوره. پس نباید زمانی براشون مشخص کنیم.(خود بنده سه ساعت وقت گذاشتم که بفهمم نظریه هراکلیتوس از کجا نشآت گرفته شده و چه تاثیری روی سوفسطائیان داشته) اینجوری اگه درسی رو هم نتونستیم بخونیم میشه تو پارتای جبرانی،جبرانش کرد.

به انگیزه نیاز داریم؟ آبان امسال ی آقایی اومد تو مدرسه و برامون صحبت کرد، از بچها پرسید چه باعث میشه از جاشون بلند شن و کاری که دوس ندارن رو انجام بدن؟نتیجهش جوری بود که در حقیقت هیچکدوم از اون عوامل چیزای پایداری نبودن.ی دایره رو بهمون نشون داد و اجزای اون"تلاش،موفقیت،انگیزه" و رابطه پیوسته اونا بود. ما معمولا وقتی انگیزه شروع رو پیدا میکنیم که تلاشمون به موفقیت ختم شده باشه و در این حالت برای رسیدن به موفقیت بیشتر تلاش میکنیم. این همون انگیزهایه که بهش نیازمندیم.🌻
عامل دیگه میتونه هدفگذاری باشه. اصن دنبال چی هستیم؟ گاهی تو اوج ناامیدی که دیگه انگیزهای هم برات نمونده ی سری چیزا تو ذهنت تداعی میشن. اینکه تو لازمه خودت رو اثبات کنی،باید زحماتی که برات کشیده شده رو جبران کنی، برا اینکه وقتی بیست سال دیگه به ۱۸سالگیت نگاه گذرا انداختی ازش ممنون باشی.🧡
من از ی سال مسابقه با خودِ دیروزم چه هدفی دارم؟ نمیدونم خیالبافیه یا چی؟ولی همه استحقاق و شایستگی رسیدن به بالاترین مراتب رو دارن. رتبه دو رقمی کنکور و بعد از اون خوندن رشته موردعلاقت تو دانشگاه تهران شاید دربرابر فرصتهایی که آینده سر راهمون قرار میگیرن خیلی هم هدف بزرگی نباشه.
