ویرگول
ورودثبت نام
who am I
who am Iیادداشت های من
who am I
who am I
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

پشتِ درِ آرامش

هوای اتاقم سرد است شونه هایم یخبندان شده اند از وقتی که شب هابرای خواب کلاهی میگذارم موهایم زود به زود چرب میشوند.از این متنفرم.اما چه میشود کرد،آخر بدون آن دیگرنمیتوانم بخوابم، بدون آن احساس بی پناهی دارم.البته برخی شب های گرم آرام آن را در گوشه ای میندازم و به حال خود رها میکنم .کلاه بافتنی من ، تو شبیه من هستی.

بدون بسته بودن در خواب به چشمانم نمی آید حتی اگر خانه مان ساکت ترین مکان دنیا هم که باشد بدون بستن در نمیتوانم حتی لحظه ای پلک هایم را رها کنم ، احساس امنیت نمیکنم.

در اقیانوس پر تلاطم افکارم با قایقی شکسته از امید آرام پارو میزدم حال که به خود آمده ام سردی آب ژرفای اقیانوس افکارم را با پوست و استخوانم حس میکنم.

چرخه بی پایان نوشخوار کردن افکارم من را دیگر اذیت نمیکند گویی با من اخت شده. چندان هم ازش بیزار نیستم؛دروغ نگفته باشم ، افکار پوچم را به هم صحبت شدن با آدم ها ترجیح میدهم."آدم ها" آنها بی رحم هستند ، همه ما بی رحم هستیم ، هرکسی به نوبه خودش.

راست میگویم.

دروغ میشنوم.

اراجیف میگویند.

گوش میدهم .

خشمگین می‌شوند.

سکوت میکنم‌.

سیلی میخورم.

زبان به سخن باز میکنم تا از منه بی نوا دفاع کند

یعنی آنقدر بیچاره شدم که من،که از خودم متنفر است میخواهد چیزی بگوید تا از من دفاع کند؟ اما همین من آنقدر ضعیف شده که نمیتواند چیزی بگوید

پس بازهم سکوت میکنم و سکوت .

احساس امنیتسلامت روانروانشناسی
۷
۰
who am I
who am I
یادداشت های من
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید