میخوام در مورد یک پدیده ای با شما حرف بزنم که در موردش خیلی جاها رو گشتم خیلی از مقاله ها و کتاب هارو اما تا الان چیزی در موردش پیدا نکردم که بتونه پاسخ قانع کننده ای بهم بده؛
فراموشی اختیاری: نمیدونم کی برای اولین بار با این حالت رو به رو شدم، اما این موضوع بر میگرده به خیلی وقت پیش
اون موقع ها که ۴ یا ۵ سالم بود من با نگاه کردن دقیق به اعضای بدن خودم مثل دست و پا و انگشتان و یکم تمرکز وارد یه حالتی میشدم که خیلی عجیب و تکراری نشدنی بود
حتی الان هم که ۱۸ سالمه بازم میتونم اون کارو بکنم ولی یکم سخت تر
بزارین دقیق تر بگم، قضیه از این قراره که من از بچگی هر وقت حوصلم سر میرفت، مینشستم یه گوشهای از خونه مثلا روی مبل بعد بدون اینکه هیچ حرفی بزنم فقط به اعضای بدن خودم نگاه میکردم و فکر میکردم، و معمولا همه فکر هامم با این سوال شروع میشد که من کیم؟! اصلا چرا باید اینجا باشم؟بعد چند ثانیه شایدم یک دقیقه به این فکر میکردم که بجر من میلیارد ها انسان دیگه هم هستن که درست مثل من دارن میبینن اما تو یه مکان دیگه، و من فقط یکی از اونا هستم
با ادامه این فکر ها ۲ الی ۳ دقیقه دیگه وارد یه حالت خیلی عجیبی میشدم که همه چیز به کل از یادم میرفت! و این حالت به قدری هیجان انگیز و خوب بود که هر بار سعی میکردم بیشتر توی اون حالت بمونم. یه جورایی انگار مغزم خاموش میشد روحم سبک پیشد و ناخودآگاه یه لبخند به صورتم مینشست ولی بعد ۱۰ الی ۲۰ ثانیه شروع میکردم به یاد آوردن و معمولا هم یاد اوردنم از یه موضوع کوچیک شروع میشد بعد دوباره یه ها همه اطلاعات مثل طوفان به ذهنم بر میگشتن
یکم که بزرگ شدم تو سن ۱۳ یا ۱۴ سالگی تصمیم گرفتم دیگه این کار رو تکرار نکنم چون به قدر کافی از عواقب این کار که آیا ممکنه آسیب وارد کنه یا نه خبر نداشتم ولی الان هم وقتی فکرم درگیر میشه هر ازگاهی با وجود دشوار بودنش سعی میکنم دوباره تکرارش کنم چون واقعا ذهنم رو سبک میکنه...
این مطلب رو هم نوشتم تا ببینم کسی ازش اطلاعاتی داره یا بجز من کسی هست که اون حس رو تجربه کرده باشه؟
لطفا نظرات خودتون رو درموردش بگین ممنون❤️
روی مبل