این روزها-دی ۴۰۴- یاد دوران کرونا افتادم، از جهاتی برای من شبیه اونروزهاست.
دوران منحوس و مخوف کرونا مجبور بودیم «در خانه بمانیم» و از دوستان و عزیزان دور بمانیم. تدریس و درس خوندن آنلاین و دورکاریاز همون موقع پا گرفت و تا امروز هم ادامه داره. کلافه شدیم، بی حوصله شدیم، انرژیمون تحلیل رفت، بسیار ترسیدیم و مرگ تلخعزیزان دیدیم. ولی اینترنت داشتیم و از طریق پیامک و پیامرسانهای مختلف از دوستان و دنیا و اخبار با خبر بودیم. تقریبا همه از طریقهمین اینترنت، دستور پخت انواع نان و شیرینی و غذاهای مختلف رو یاد گرفتیم و سرگرم شدیم. کلی با جکهای کرونایی خندیدیمتصمیم گرفتیم وقتی کرونا تموم شد همه با هم بریم بیرون و جشن بگیریم و پایکوبی کنیم و همه کافههای سهر رو بگردیم و همه فیلمها رودر سینما ببینیم و بلیط تئاتر و کنسرتها از دستمون در نره و و و. بماند که نه جشن گرفتیم از بس که غصهدار مرگ عزیزان بودیم، نهکافههارو گشتیم، نه سینما و تئاتر و کنسرتها رو فتح کردیم. انگار «در خانه بمانیم» شد روتین زندگی، ( به جز کارهای ضروری بیروناز خونه). حالا چرا؟ چون که اینترنت داشتیم و راه آنلاین زندگی کردن رو یاد گرفتیم.
این روزها -دی۴۰۴- ولی بسیار سخت و تلخ و مبهم میگذره، کلافهتریم، بیحوصلهتریم، عصبیتریم. از خونه بیرون میریم، اما تلخیم،عبوسیم و منتظریم زود برگردیم خونه. خونه هم که هستیم ارتباطمون تقریبا صفره. چرا؟ چون که اینترنت نداریم وحتی پیامک هم بهصورت عجیبی قطعه. من یادمنمیاد پیامک قطع شده باشه. (شاید بوده و من یادم نمیاد) این بی خبری از دنیای پر زرق و برق اینترنتیهمه رو کلافه کرده. امروز میخواستم راحتترین کوکی دنیا رو درست کنم اما نتونستم، چونکه دستور پخت بسیار راحتش رو در پیجآشپزیِ اینستاگرام فلان بانو سیو کردم بر این منوال که هر وقت لازمم بشه از همون جا میبینم دیگه! (من آشپز خوبی هستم، اما درشیرینی وکیک و دسر بسیار مبتدی و نیازمند دستور پخت!)
بر همین اساس دستمون از دنیای اخبار و کلاس آنلاین و ارتباط با دوستان و عزیزان و حتی دیدن فیلم آنلاین و آموزش هم کوتاهه و اینعجیبترین روزهاییست که ما ایرانیها در عصر دیجیتال و تکنولوژی و هوش مصنوعی و انواع هوشمندیجات میگذرونیم. بی پیامک،بی پیامرسان و کلا بیاینترنت!
این روزها حتی دلمون برای پیج حاشیهها و کانال اخبار زرد و یوتیوبِ آموزش ژله هم تنگ شده.
من به شخصه دلم برای همه چی تنگ شده. به غیر از صفحههای بلاگرا و لایف استایلها و اینفلوئنسرهای نمایشی!
پن: این متن محاورهای بیدروپیکر رو دیشب به وقت بیخوابی، حدود ساعت ۵ صبح نوشتم. در واقع فکر و خیال شبانه رو روی ویرگول آوردم. کیفیت پایین نوشته رو به بزرگی خودتون ببخشید.
۲۳ دی ۴۰۴