ویرگول
ورودثبت نام
آذرگان
آذرگاناومدم که یه چیزایی رو بگم و برم
آذرگان
آذرگان
خواندن ۲ دقیقه·۱ روز پیش

داستان سیاهی کوچک

هنوز کوچک ام...

نوزادی تازه متولد شده در آغوش مهر شما...

اولین بار وقتی نور شما را با تیله ها خاکستری چشمانم دیدم....

تاریکی درونم، مثل سگی وحشت زده...

از گره ابروان شما گریزان شد...

انگار که هیچ وقت من را با فریب دادن به اعماق جهنم نبره بود...

انگار که شما آفتاب بودید و آن سیاهی برفی ناچیز...

آقای آفتاب

من به سرنوشت اعتقادی ندارم...

چون شما به ثانیه ای بر هم اش می‌زنید...

جانشین خدایید و جز این واقعیت مجازی وجود ندارد...

بابا جانم اگر شما نبودید... امروز این کلمه های از محبت لبریز شده، از لیوان روحم سرازیر نمیشد...

هیچگاه تیله خاکستری چشمانم... نور را نوازش نمی‌کرد...

و هیچگاه شیرنی زندگی در دهانم به لبخند رضایت روانم، نمی انجامید...

شما

شما... اولین مهر من بودید

و آخرین اش هم خواهید ماند

بابای من نیمه شب، تولد شما است...

کادویی ناچیز چون چند کلمه بی سر و ته، در گنجینه خاک خورده ذهنم وجود ندارد...

اما سخاوت شما همچون جدتان بی انتها است...

میدانم که همین کادوی ناچیز شما را با لبخندی دلنشین آرام خواهد کرد

پس از کلام، قحطی زده و اندیشه ای ناقصم چه باک؟!

پیشوای ابدی ما، آیا در شب میلادتان ما را به هدیه ای کوچک شادمان خواهی کرد؟

پدرم به تمنایی از ما و اجازه از شما

بگذار... در میان هوایی که نفس میکشی... قرآنی که با صوت دلنشین ات تلاوت میکنی و اشک هایی که برایمان می‌ریزی...

بار دیگر به دست تو و خدای تو تربیت شویم...

خودت خوب میدانی حال و روز این روز های ایران را...

و در میان این همهمه ها

در میان حق و باطل... در میان سیاهی دردناک...

ما فرزندان کوچکتان ایستاده ایم

گم شده و زخمی عمیق خورده ایم

عزیز از دست داده ایم

و با چشمانمان دیدم همه را....

پدرم ما بی پنهاییم، خسته و بی طاقت و نگرانیم...

پدرم...

ای پناه همه ی بی پناهان

در شب میلادت قسم میخوریم که تو را، ولی خدا را دوست بداریم و به عهدی که از ما گرفته اند وفا کنیم...

قسم میخوریم ثانیه به ثانیه خوشی مان را تقدیم شما کنیم... و با حس حضور شما زندگی جدیدی را آغز کنیم

قسم میخوریم منتظر بمانیم...

تا با آمدن ات کمی به جهان مان آرامش بدهی و دیگر وجود نازنین ات مطرود نباشد...

پدرم...

آیا تو هم قسم میخوری که ما را دوست بداری و مواظب مان باشی؟؟

ای چشمه حیات و زلالی مهتاب

ای نور خدا و پناهگاه جهانیان

ای زیبا ترین مهتاب نیمه شبِ شعبان

زاد روز ات مبارک.

نیمه شبنورداستانواقعیت
۱۶
۱
آذرگان
آذرگان
اومدم که یه چیزایی رو بگم و برم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید