گیسو·۳ روز پیشنورِ صبرابر میباردآهستهسنگینخستهمثل گریهای دیرهنگامشاید بِشویَدزخمهای کهنهاز دردهای عمیق رامنجی میآیدو سیاهیِ روزگاریتلختر از هلاهِل رابا خود…
parsax x·۷ روز پیشحرکت با امید به سوی نورگاهی وقت ها حس میکنم به انتها رسیدم و هیچ چیزی نمونده و هیچکس ندارم این احساس تلخ درونم متورم میشه البته به این حس عادت دارم اما دیگه از…
اروماچان·۹ روز پیشایومی^_^در یک روز بهاری که نسیم بوی شکوفههای گیلاس میداد، آیومی کوچکترین آینهی دنیای خود بود. او کنار پنجرهی اتاقش نشسته بود و صفحهی دفتر نقا…
mohamad reza·۱۰ روز پیشآباژور؛ نوری که سخن نمیگوید اما آرامش را روایت میکندنور، نخستین عنصر آفرینش در معماری داخلی است؛ عنصری که پیش از مبلمان، رنگ دیوارها و حتی چیدمان فضا، با روح و روان ساکنین خانه ارتباط برقرار…
Ards·۱۱ روز پیشZero room(part3)اولین باری که پول را جابهجا کردم،هیچچیز دزدیده نشد.یک رقم اعشاری بود.سه صفر، بعد یک عدد کوچک.نه آنقدر بزرگ که دیده شود،نه…
parsax x·۱۲ روز پیشانکار بدون دلیل، سادهسازی یک راز بزرگ ✨«شیخ اشراق میگفت: نور، حقیقتیست که بیواسطه دیده میشود؛ نه با چشم، بلکه با دل. و هرگاه دل از تاریکیهای شک عبور کند، فانوس معنا روشن می…
m_78286704·۱۳ روز پیشنور و تاریکی؛ جهانی از تضادجهان، بر پایه تضاد است.نور تاریکی را معنا میدهد،و تاریکی، نور را.نور از تاریکیست،و تاریکی از نور.همانگونه که اگر شب نشود،روزی هم در کار…
parsax x·۱۹ روز پیشما فانوس شدیم، نورمان را به آسمان سپردیم🕯💛ما فانوس شدیم، نورمان را به آسمان سپردیم، ستارهها بر شانهمان نشستند، و دل، سبکتر از آتش، به سوی بینهایت پرواز کرد... 🚀✨💛
Maryam Shaker·۱۹ روز پیش«کسی که نور شد اما دیده نشد»شب، جنگل را مثل یک راز قدیمی در آغوش گرفته بود.باد آرام میگذشت و برگها فقط برای خودشان نجوا میکردند.او آنجا ایستاده بود…نه کاملاً انسان،…