ویرگول
ورودثبت نام
علی عالم پور
علی عالم پوردانشجو . معتقدم همه ادم ها ، تو هر سنی و شرایطی ،دنبال یه چیزی برای بهتر و بیشتر دونستن هستن . شما چطور؟
علی عالم پور
علی عالم پور
خواندن ۴ دقیقه·۵ روز پیش

ِهنرِ دوست داشتنِ نقص ها(وابی سابی)

این کتاب برای مخاطبانی که به موضوعاتی مثل مینیمالیسم، آرامش درونی، هنر، طراحی و خودشناسی علاقه دارند، یک «گنجینه» محسوب می‌شود.

در دنیای امروز که ما در محاصره‌ی تصاویر بی‌نقص اینستاگرام، استانداردهای سخت‌گیرانه زیبایی و تلاش بی‌پایان برای رسیدن به «کمال» هستیم، آیا تا به حال احساس کرده‌اید که چقدر از خودمان دور شده‌ایم؟ چرا همیشه احساس می‌کنیم چیزی کم است؟ چیزی که نمی‌توانیم به آن برسیم؟

بث کمپتن ما را به سمت یک حقیقت بسیار قدیمی و بسیار آرامش‌بخش در فرهنگ ژاپن هدایت می‌کند: زیبایی در بی‌کمالی، در ناپایداری و در ناقص بودن نهفته است. این کتاب فقط درباره‌ی چیدمان خانه یا طراحی نیست؛ درباره‌ی یادگیریِ «رها کردن» و «پذیرفتن» است.

سارا همیشه در جستجوی «خط‌های صاف» بود. در طراحی‌های معماری‌اش، در چیدمان خانه‌اش و حتی در مسیر زندگی‌اش، او به دنبال بی‌نقصی بود. برای سارا، هر خط کجی یا هر لکه روی میز، نشانه‌ای از شکست و بی‌نظمی بود. او فکر می‌کرد اگر بتواند همه‌چیز را صیقلی، براق و بی‌نقص نگه دارد، می‌تواند کنترل دنیای بی‌ثبات اطرافش را در دست بگیرد.
اما آن روز، در خانه‌ی قدیمی مادربزرگ، همه چیز تغییر کرد.
مادربزرگ، زنی بود که با لبخندی آرام، در میان اشیای قدیمی و گاهی فرسوده‌ی خانه‌اش زندگی می‌کرد. سارا وقتی وارد شد، با نگاهی نقادانه به دیوارهای رنگ‌پریده و مبل‌های چرمی که اثر زمان بر آن‌ها نشسته بود، نگاه کرد. در ذهن او، این خانه «کهنه» و «بی‌نظم» به نظر می‌رسید.
مادربزرگ که متوجه نگاه او شده بود، دو فنجان چای دم کرد. وقتی چای را روی میز گذاشت، سارا متوجه چیزی شد که چشمش را خیره کرد. فنجانی که مادربزرگ از آن استفاده می‌کرد، یک فنجان معمولی نبود. روی بدنه آن، رگه‌هایی از طلای درخشان دیده می‌شد که از میان شکاف‌ها و ترک‌های ظریف فنجان عبور کرده بودند.سارا با تعجب پرسید: «مادربزرگ، این فنجان شکسته بود؟ چرا آن را دور ننداختی؟ و چرا این خطوط طلایی را روی آن کشیدی؟»
مادربزرگ با آرامشی که از تجربه‌ی سال‌ها زندگی می‌آمد، لبخند زد و گفت: «این فنجان سال‌ها پیش از دستم افتاد و تکه‌تکه شد. در آن لحظه، من هم مثل تو فکر می‌کردم که این فنجان دیگر بی‌ارزش شده است. اما بعد، یاد گرفتم که به جای پنهان کردنِ شکستگی‌ها، آن‌ها را جشن بگیرم.»
او مکثی کرد و ادامه داد: «من از تکنیک "کینتسوگی" استفاده کردم. با طلا، شکاف‌های این فنجان را پر کردم. حالا این فنجان فقط یک ظرف نیست؛ این فنجان یک "داستان" دارد. شکاف‌هایش را پنهان نکردم، بلکه آن‌ها را زیباترین بخشِ وجودش کردم. این همان وابی‌سابی است، عزیزم؛ یاد گرفتن اینکه زیبایی را در همین شکاف‌ها و در ردپای زمان پیدا کنیم.»

سارا به فنجان خیره شد. ناگهان یاد پروژه‌ی ناتمامش در دفتر کار افتاد؛ طرحی که به خاطر یک خط کج، آن را تمام شده و «شکست‌خورده» می‌دانست. او به دست‌های چروکیده و پر از تجربه‌ی مادربزرگ نگاه کرد و به اولین بار حس کرد که آن چروک‌ها، نشانه‌ی زشتی نیستند، بلکه نقشه‌ی راهِ زندگیِ او هستند.
آن روز، سارا فهمید که زندگی، مثل آن فنجان، قرار نیست صاف و صیقلی باشد. زیبایی واقعی در همین است که ما از شکست‌هایمان، از تغییراتمان و از نقص‌هایمان، با شکوه و با طلا یادگار بسازیم.

«وابی‌سابی» یک اصطلاح واحد نیست، بلکه ترکیبی از دو مفهوم است:

- وابی (Wabi): یعنی یافتن زیبایی در سادگی، فروتنی و زندگی با امکانات محدود. یعنی لذت بردن از چیزهای بی‌تکلف و دور از زرق‌وبرق.

- سابی (Sabi): یعنی درک زیبایی در گذر زمان و نشانه‌های گذشت عمر. مثل چروک های روی دست یک پدربزرگ، یا ریشه‌ ریشه‌ شدن یک میز چوبی قدیمی.

وابی‌سابی می‌گوید: دنیا قرار نیست بی‌نقص باشد، و این دقیقاً همان چیزی است که آن را زیبا می‌کند.

رهایی از زندانِ کمال‌گرایی (Perfectionism)

کمال‌گرایی دشمن خلاقیت و دشمن آرامش است. وقتی می‌خواهیم همه‌چیز (از ظاهر خودمان گرفته تا محیط کارمان) بی‌نقص باشد، در واقع در حال جنگ با طبیعت هستیم. طبیعت هیچ چیز کاملی ندارد؛ درختان خمیده هستند، صخره‌ها ناهموارند و ابرها همیشه تغییر شکل می‌دهند.

سادگی و حضور
چگونه می‌توانیم این فلسفه را در زندگی خود پیاده کنیم؟

در طراحی و محیط زندگی: به جای پر کردن خانه با اشیاء پلاستیکی و بی‌روح و براق، به سراغ اشیایی بروید که داستان دارند؛ چیزهایی که با گذشت زمان با شما پیر می‌شوند. از چوب، سنگ و پارچه‌های طبیعی استفاده کنید.

در ارتباط با طبیعت: طبیعت بهترین معلم وابی‌سابی است. تماشای تغییر فصل‌ها به ما یادآوری می‌کند که همه چیز گذراست (ناپایدار) و در این گذار، زیبایی وجود دارد.

در خودشناسی (Self-Compassion): این مهم‌ترین بخش است. شما هم یک موجود «وابی‌سابی» هستید. شما با تمام زخم‌ها، اشتباهات و نقص‌هایتان، منحصر‌به‌فرد و زیبا هستید به جای جنگیدن با نقص‌ها، باید آن‌ها را «بغل کنیم». وقتی نقص را می‌پذیریم، استرس و اضطراب ناشی از "بایدها و نبایدها" فرو می‌ریزد.

کتاب «وابی‌سابی» فراتر از یک کتاب آموزشی، یک «تسکین» است. بث کمپتن با کلمات خود، به ما اجازه می‌دهد که نفس عمیقی بکشیم و بگوییم: "اشکالی ندارد اگر امروز عالی نبودم. اشکالی ندارد اگر خانه‌ام مرتب نیست یا اگر من تمام ویژگی‌های یک انسان ایده‌آل را ندارم."

اگر به دنبال راهی برای کاهش استرس، افزایش خلاقیت و یافتن آرامش در دنیای پرهیاهوی امروز هستید، این کتاب می‌تواند نقشه راه شما باشد.

استرس اضطرابفلسفه زندگیکاهش استرسزیبایی
۰
۰
علی عالم پور
علی عالم پور
دانشجو . معتقدم همه ادم ها ، تو هر سنی و شرایطی ،دنبال یه چیزی برای بهتر و بیشتر دونستن هستن . شما چطور؟
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید