ویرگول
ورودثبت نام
نویسندهـ‌ی‌لعنتیـ
نویسندهـ‌ی‌لعنتیـت ت 1950
نویسندهـ‌ی‌لعنتیـ
نویسندهـ‌ی‌لعنتیـ
خواندن ۱ دقیقه·۱۳ ساعت پیش

دمی آسودن..

می‌دانم در این دیار

امید را واژه‌ای مضحک می‌پندارند،

و خیال‌بافی‌هایم،

تاییدی بر آن واژه‌ی مضحک‌اند.

چشمانم را می‌بندم

غرق می‌شوم در دنیای ناشناخته‌ها،

رویای رسیدن به زندگی

به همان معنا و مفهوم ساده

و دمی آسودن.

من می‌بافم،

به هر دم  و بازدم

این رویا و امید را

و روزی

بر تن این خاک خواهم پوشاند.

خیالزندگیوبلاگ
۱
۰
نویسندهـ‌ی‌لعنتیـ
نویسندهـ‌ی‌لعنتیـ
ت ت 1950
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید