ویرگول
ورودثبت نام
Hamid
Hamidهرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
Hamid
Hamid
خواندن ۲ دقیقه·۹ روز پیش

خدای شخصی

من یک نویسنده آماتورم در چهل سالگی هم آماتور مانده ام و بیست و حتی پانزده ساله هایی را میبینم که از من ۴۰ ساله بهتر مینویسند و جالب است که این هم قلقلکم نمیدهد با خودم میگویم من با کسی رقابتی ندارم من همینم که هستم نوشته هایم هم از این بهتر نمیشوند یک روز میمیرم و همه چیز تمام میشود .راستش از مرگ میترسم همه باید ازش بترسند اصلا دوست نداشتم حرفم به آنجا بکشد همیشه سعی میکنم چیزهای خوب برای نوشتن پیدا کنم ولی از ناخودآگاهم فکرهای سیاه و پلیدی بیرون میجهد این یک چیز است که اکثرا به ما یاد نداده اند که همیشه باید مراقب فکرها و تصاویری که به گنجه خاطرات میسپاریم باشیم تا آن فکرها و تصاویر خوب خدای ما شوند و از بلایا نجاتمان بدهند .برای همین میگویند نماز چیز خوبی است من خیلی بهش فکر کردم متاسفانه جزو تارک الصلاه ها هستم ‌ولی هیچ نماز خوانی ندیده ام که ازش ضرر دیده باشد یک چیزی هست که محیط یا فضای ناخود آگاه را ضد عفونی و نورانی و معطر میکند به آدم قوت قلب و روحیه هم میدهد خدا در افکار و اندیشه ماست خدای هرکس به اندازه ایمان و وجدان و شرفش است و همانقدر به زندگیش برکت و نور میدهد قلبها را باید از کینه و نفرت و خشم و هر چیز ناپاکی عاری کرد تا خدا و برکتش در آن جاری شود .دارم شعار میدهم ولی همه شعارها بد نیستند .راستش به ما دروغهایی گفته اند که کار را خراب کرده دروغهایی مثل بهشت و جهنم و روح و اینجور چیزها باید آنها را از فمرمان بیرون بریزیم .با مرگ همه چیز از بین میرود و این اصلا بد نیست میمیری و نیست میشوی انگار هرگز نبودی مثل گوسفندی که کشته و سلاخی و تبدیل به قیمه و قورمه و همبرگر و بعدش خورده و تبدیل به انرژی در جان خورنده اش میشود در این هیچ زشتی نیست من هیچ بودم هست شدم مدتی زیستم دیدم گریستم دویدم خندیدم فهمیدم و باز هیچ میشوم تا نوبت به دیگران برسد و این اصلا بد نیست حسابهایمان را همینجا پاک کنیم و حرفهایمان را بزنیم و سبکبار و بی کینه برویم

مرگنماز
۱۶
۱۷
Hamid
Hamid
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید