ویرگول
ورودثبت نام
Hamid
Hamidهرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
Hamid
Hamid
خواندن ۵ دقیقه·۲ روز پیش

ملّای افغانی

اینجا بی پنکه قابل تحمل نیست اینقدر میگفتیم تابستان تابستان ولی وقتی هم می آید استقبال خوبی ازش نمیکنیم یا شاید هم او مهمان زیاد نجیبی نیست نمیدانم

من خودم زاده تابستانم .زاده یک تابستان جنگی همین هفته پیش تولد چهل سالگیم بود راست میگویم( مگه قرار بود دروغ بگم؟)

رهبر شهید را بالاخره بعد از مدتها یعنی چهار ماه بعد از مرگ بالاخره دارند تشییع میکنند نمیدانم چرا اینقدر دیر شد مگر نمیگویند میت روی زمین معصیت است ؟

حالا تلوزیون میگوید یک تشییع در تهران میشود بعد با هواپیما پیکرش را به نجف و کربلا میبرند و تشییع و خاکسپاری نهایی در مشهد خواهد شد پسرش هنوز از مخفیگاه خارج نشده البته کار درستی است حفظ جان در اسلام واجب است و کسی از او توقع ندارد از مخفیگاه بیرون بیاید که اسرائیل بکشدش و بعد چه بنویسم؟ داشتم از تابستان میگفتم آخ آخ یک چیزی یهویی به ذهنم رسید

وقتی بچه بودم تابستانها تحت تاثیر برنامه های تلوزیون و تعریف ‌ تمجید و نمایش بچه های درسخوان و نابغه قرار میگرفتم و اقدام به آزمایشهای علمی میکردم که حالا میفهمم بیشتر از علمی المی بوده اند😂

و اینگونه بود که قرصهای مختلف و تاریخ گذشته پدرم را در هاون برنزیه جهاز مادرم میکوبیدم و کمی نمک و فلفل و خاک و ریکا و تاید و هرچیزی به دستم میرسید قاطی میکردم که یک چیزی اختراع کنم و آن چیز بدبو را به سر مورچه بیگناهی میریختم که واکنشش را ببینم و هیچ اتفاقی نمی افتاد و به راهش ادامه میداد و من از علم تا جمعه بعدی که حوصله ام سر برود دست میکشیدم و یکبار هم خیلی سریع با یک جعبه دستمال کاغذی و دوتا مداد یک ارابه چهار چرخه ساختم که جالب بود .

بعد یک چیز دیگر از یک فراز دیگر از زندگی پر بارم بگم یک دوره ای در جوانی یعنی اوایل دهه نود من به شدت مذهبی شده بودم و در ماهواره سخنان عجیب ملای افغانیه جوانی به اسم حسن الهیاری که بعدها لباس عوض کرد و کت و شلواری و کرواتی شد را میدیدم

خیلی از همین خامنه ای بد میگفت و سنگ امامها را به سینه میزد و خودش را سگ پاسوخته امام حسین مینامید و البته سوادش هم زیاد و میشود گفت خیلی زیاد بود فارسی و عربی و انگلیسی و هندی و اردو را به خوبی حرف میزد و کتابهای حدیث سنی ها را میخواند و ترجمه میکرد و بزرگترین علامه های سنی را به چالش دعوت میکرد که از مذهب ذاله خودشان دفاع کنند و در آن جهان تسنن به آن بزرگی هیچکس نتوانست با او بحث کند یکی از آن کتابها که تا آن زمان اسمش را نشنیده بودم صحیح بخاری ودیگری صحیح مسلم بود که بسیار کتابهای بزرگ و قطوری بودند

یکیشان هفتاد هزار حدیث داشت میگفت فلان ابن فلان اخبرنی فلان اخبرنی فلان که این اتفاق افتاده مثلا میگفت عمر هنگام امامت جماعت مسجد باد شکمش در رفته 😂 یا از خاطرات لواطش در جاهلیت و بعد از مسلمان شدن و...وقتی سنی ها میگفتند چرا همچین حدیثی توی کتابی که ماداریم نیست میگفت هفتاد هزار حدیث هست چاپخانه ها اینها را به هم میریزند و شماره هارا عوض میکنند که پدر سوخته بازی کنند

به غیر از آنها چیزهای خیلی زیادی هم بود که برای من شیرین و سرگرم کننده بود یکبار هم میگفت زمان امام رضا .مامون یک جادوگر هندی پیدا کرده بود که مجلسی ترتیب داد و امام را هم دعوت کرد امام که دست دراز کرد نان بردارد جادوگر کاری کرد که نان پرید و حاضران به امام خندیدند و یکبار دیگر هم اینکار را کرد امام به پرده ای که نقش شیری در آن کشیده شده بود اشاره کرد شیر از پرده بیرون آمد و نعره کشید و مامون خودش را خیس کرد😂بعد شیر آمد و جادوگر را خورد بعد از امام پرسید آیا این( مامون ) را هم بخورم و امام فرمود نه هنوز عجلش نرسیده😂

یا یکی از امامها که فکر کنم امام یازدهم بوددر اثر ظلم شاه زمانه در کاروانسرایی بسیار متعفن و بد و پر از اراذل و اوباش نگهداری میشد و حق نداشت از آنجا بیرون برود یکی از شیعه ها به دیدنش رفت و از دیدن او در آن جای بسیار بد ناراحت شد و گریه کرد که چرا امام باید در چنین وضع بد و جای متعفن با اراذل و اوباش همزیست باشد امام دوانگشتش را در مقابل صورت او گرفت و گفت از اینجا نگاه کن و او دید یک کاخ خیلی خیلی مجللی هست که فرشها و پرده های عالی دارد و کنیزهایه بسیار زیبا در آن هستند و میوه های استوایی و هر نعمت و تجملی که در دنیا هست آنجا بود و دهن آن فرد باز ماند امام فرمود این جور چیزها برای ما همیشه هست .

خلاصه آن دوره هم او ستاره تلوزیونی محبوب من بود ولی بعدا شبکه اش از ماهواره رفت

اینها چیزهایی هستند که در حافظه ام مانده اند و برایم جذاب هستند شاید هم آن اتفاقات واقعا افتاده الان میگوییم دین یک چیز غیر ضرور است و ما مذهبی نیستیم اگر خدایی هست که به بندگی من محتاج است من آن خدارا نمیخواهم که بگوید هر روز باید برای من نماز بخوانی و اینرا نخوری و آنرا نکنی😂که فلان شود و بسار شود و آن دنیا تورا به جهنم میفرستم ما اکثرا آن مرحله را پشت سر گذاشتیم و خودمان را مذهبی نمیدانیم همه آن هفتاد یا هفتصد هزار حدیث میتواند یک کتاب از صدها کتاب کتابخانه ها باشد و یا حتی نباشد حالا زمانه ای هست که بیست میلیارد ترانزیستور را در یک تراشه سه سانتی فشرده میکنند و خوش مصنوعی جواب همه سوالها را میدهد آن قصه ها برای قدیم و دوره بیخبری بود

امامتلوزیونکودکی
۰
۰
Hamid
Hamid
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید