ویرگول
ورودثبت نام
𝔙𝔦𝔠𝔱𝔬𝔯𝔦𝔞
𝔙𝔦𝔠𝔱𝔬𝔯𝔦𝔞کمپانی Victoria پشتیبان همه ی نویسنده ها ✍️
𝔙𝔦𝔠𝔱𝔬𝔯𝔦𝔞
𝔙𝔦𝔠𝔱𝔬𝔯𝔦𝔞
خواندن ۱ دقیقه·۱۳ روز پیش

𝒯ℎℯ 𝓈℘ℯℓℓ ℴ𝒻 𝓉ℎℯ 𝓈𝒾ℓℯ𝓃𝓉 𝒻ℴ𝓇ℯ𝓈𝓉🥀

معنی : طلسمِ جنگلِ خاموش 🥀

『pt1 』

صبحی دیگر خورشید از پشت کوه ها در آمد ‌دخترک هم با تابیدن نور خورشید روی صورتش بیدار شد ..حالش متعادل نبود ...دلش آشوب بود انگار قرار بود اتفاقی بیافتد .

دخترک از 5 سالگی در جنگل بود آن روز رو خوب یادش می‌آمد ‌‌ آن روز دخترک به همراه برادرانش و مادر و پدرش به سمت جنگل رفتند تا پیک نیک خانوادگی داشته باشن آن روز تولد 5 سالگی دخترک بود و درخواستش این بود که همراه خانواده اش وقت بگذراند . آن ها شاد بودن مادر و پدر به بازی بچه ها نگاه می‌کردند دخترک هم به دلک بازی برادرانش که حالا انها را گم کرده بود نگاه می‌کرد... و می‌خندید ...در آن روز جادوگری که از آنها کینه داشت اومد و آن جنگل و دخترک رو طلسم کرد دخترک 5 سال بود که خانواده اش را ندیده بود امروز روز تولد 10 سالگی اش بود ولی دوست داشت خانواده اش آنجا بودند او پیش حیوانات جنگل بزرگ شده بود و با آنها رابطه خوبی داشت .

بیدار که شد به سمت رودخانه داخل جنگل رفت و صورتش رو شست ..‌و پیش شیر خرگوش رفت و با بچه ها آن بازی کرد و هویج هایی که خرگوش آورد رو خوردند تمام حیوانات او را دوست داشتند ..‌‌‌.

جنگلرمانbts
۴
۲
𝔙𝔦𝔠𝔱𝔬𝔯𝔦𝔞
𝔙𝔦𝔠𝔱𝔬𝔯𝔦𝔞
کمپانی Victoria پشتیبان همه ی نویسنده ها ✍️
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید