همین اول بگم وقتی نوشتم اخلاق معنی خلق انسانی و انسانیت میده.
اخلاق به ما اجازه نمیده باعث رنج دیگران بشیم.
اخلاق نمیزاره کسی رو شکنجه کنیم.
اخلاق نمیزاره کسی رو بکشیم.
بدون اخلاق و ارزشها، انسان فقط یه....... باهوشه.
آزادی
دیکتاتور حق انتخاب رو از ما میگیره و آزادی رو سلب میکنه.
اگر نگم دیکتاتور، انسانیت رو مصلوب میکنه.
آزادی برام معنی داشتن حق انتخاب میده.
بعضی ارزشها ذیل مفهوم آزادی تعریف میشن.
مثلا وفاداری
وقتی یکی تو قفس باشه وفاداری معنی پیدا نمیکنه.
ارزش وفاداری در داشتن آزادی و حق انتخابه.
خیانت
در یک پیوند عاطفی تو در قبال طرف مقابل مسئولی.
باعث رنج و عذاب طرف مقابل شدن اخلاقی نیست.
باید یه انتخاب مسئولانه و اخلاقی داشته باشیم.
وقتی در آزادی خیانت میکنیم دقیقا داریم یه انتخاب بد و غیر مسئولانه و غیر اخلاقی میکنیم.
در نگاه اول خود کشی هم آزادی محسوب میشه؟
انتخاب کنیم زندگی کنیم یا نه؟
ما مالک بدن خودمونیم. مالک زندگی خودمونیم.
اما اینکه پایان رنج ما شروع رنج چندین نفر باشه اخلاقی و انسانیه؟
وقتی خودکشی میکنیم به تعبیری عزیزانمون رو شکنجه میکنیم.
پس خود کشی هم اخلاقی نیست.
ما در قبال عزیزانمون مسئولیم.
باید یه انتخاب مسئولانه داشته باشیم.
در پایان خیانت و خودکشی بنظرم هر دو شبیه به هم هستند.
به تعبیری قتل اخلاق و انسانیت.
قاتل نباشیم.
پا رو ارزش ها گذاشتیم.
باعث رنج خیلی ها شدیم.
خنجرهای ما خون انسانیت رو ریخت.
چجوری میتونیم این خون رو پاک کنیم؟
آخرش نتیجه بگیرم خیانت قتل عمده؟ 🤨
پ ن: این مطلب ممکنه اشتباه باشه. من هوش بالایی ندارم و شاید مفاهیم رو درست درک نکرده باشم. اگر بنظرتون اشتباهه لطف کنید بهم یادآوری کنید.
40hz-50hz
