
وقتی اولین بار سمفونی کلماتش را در دلم نواختم بدنم لرزید
چگونه میشود با چند خط، آنچنان اهریمن را کوبید که ستم دیده به وجد آید و چشمانش برق بزند.
کلماتش همچون تندر بر سرشان آوار میشد
واژه ها چنان محکم و پشت سر هم شلیک میشدند که گویی قلمش مسلسل است و کلماتش گلوله های آتشین.
شاید سامورایی بود که با اهریمن میجنگید
تازه فهمیدم چرا از قلمش میترسند
چرا اجازه انتشار نوشته را نمیدهند
دست کمی از موساشی نداشت
از نوشتنش وحشت داشتند
درد کلماتش زیاد بود و
تحملش سخت
دوست داشتم روزی مثل او بنویسم
جوری که لرزیدنشان را حس کنم
شروع به نوشتن کردم
اما نشد که نشد
قلمی میخواست همچون کاتانا
شجاعتی همچون موساشی
قلبی از یاقوت سرخ
اراده ی سیسو
و تلاش
«هزار روز تمرین برای آهنین ساختن،
ده هزار روز تمرین برای صیقل دادن،
اما سرنوشت نبرد در یک دم رقم میخورد.»
.
"نوشته ای ادبی که عملی را محکوم میکند"

پ ن: میاموتو موساشی: (قدیس شمشیر) بزرگترین سامورایی ژاپن بود، همچنین نویسنده کتاب "۵ حلقه" و فیلسوف.
کاتانا: به شمشیران سامورایی میگویند، کاتاناهای معروف اسم دارند و بیشترشان حاصل هنر آهنگران ژاپنی هستند که ساختنشان سالها زمان میبرد.
سیسو (sisu): نوعی سماجت و غیرت در فرهنگ اسکاندیناوی است که شخص حتی با وجود علم به غیرممکن بودن ادامه میدهد.