ویرگول
ورودثبت نام
خشایار
خشایارمردی ۱۰۰۰ ساله
خشایار
خشایار
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

من نمی‌گذارم فراموش شوی


باید تلاش کنم و نگذارم بعد از مرگ من، جهان تو را فراموش کند. می‌دانم روزی تو خواهی مرد، نزدیکانت برایت سوگوار خواهند بود اما تعداد آنها اندک است بلکه من دلم میخواهد، یک جهان سوگوار تو باشد.
بالاخره، آخرین کسی که از تو خاطره‌ای در ذهن و محبتی در دل دارد، خواهد مرد و یاد تو به کلی از بین می‌رود. آرامگاهت به دست فراموشی سپرده می‌شود. دیگر هیچ کس بر سنگ مزارت گلی نمی‌گذارد یا اینکه آن را با آب نمی‌شوید. کم کم در اثر باد و برف و باران، سنگ نوشته‌های مزارت، عکسی که از تو حکاکی شده و تاریخ تولد و فوت، همه پاک می‌شوند و بعد آنکه استخوان‌هایت پودر شدند، قبر تو را خراب می‌کنند تا آرامستان جدیدی بسازند. و من تا زنده هستم باید تلاش کنم، تا نام و یاد تو جاودانه شود. باید ماجرای عشق تو را برای همه‌گان تعریف کنم. آرامگاهت بایستی قبله‌ی همه‌ی عاشقان شود و از قبر تو حرمی بسازند که به ضریح آن دخیل عشق ببندند.

اول

زمستان

۱۴۰۴


عشق
۰
۰
خشایار
خشایار
مردی ۱۰۰۰ ساله
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید