اگر شاعری، اگر راهی برای انتشار شعر میشناسی، یا حتی اگر فقط به شعر علاقه هم داری احتمالا بتونیم دوستای خوبی برای هم باشیم و از هم بخونیم و به کارهای هم ایراد بگیریم. ممنون از اینکه شعرمو میخونی:
من هنوزم هر شبم با یاد تو سر میشود
یادی از جنس غم و تاریکی و وهمی عمیق
در خیالم گاهی با بویت هم آغوش میشوم
این چه رؤیای غم انگیزیست درونم ای دریغ
با دو چشم خیره بر آسمان میشوم در خلوتم
آسمانی که برایم یک ستاره جا نداشت
ماهْرویم را ز من دزدید و قلبم را شکست
جان سردم را میان بی کسی ها جا گذاشت
بی هوا ناگه دچارت گشتم این جرم من است
دل سپردم به جهانت که مرا در خود کشید
آرام آهسته شدم آغشته بر آغوش تو
بوی عطرت عاشقانه بر مشامم میرسید
من سزاوار چه بودم؟ این چنین پوچی و یأس؟
یا که تقدیر من اینگونه مرا همراه نیست
از همه عالم بریدم در نبودت جانِ من
دیگر هیچ راهی به این رنجیده تن هموار نیست