ویرگول
ورودثبت نام
Bande_khoda
Bande_khodaبنده خدا
Bande_khoda
Bande_khoda
خواندن ۱ دقیقه·۱۰ ساعت پیش

خیر و شر

نارسیسمم یا نارسیسم نیستم چندان اهمیت موضوعی ندارد .

من سفت اسمانم اما هرازگاهی سقوط میکنند افلاکم .

به باد میدهم تمام نماز هایم مست شده و سینه چاک به روی مین راه میروم

اما مگر زندگی من قرار نیست انتخاب میان خیر و شر باشد مگر نه آنکه هر لحظه ام کربلایی نو میزاید ؟؟

پس قهرمان داستان من، باید که من باشم

با این حجم تراژدی شاید حق زندگی آسان داشته باشم و شاید نه حقیقتا آمده ام تا معنای فلسفه هگل باشم . پستی عین بلندی زیبایی عین زشتی . قدرت عین ضعف

و همه آن ها از این ها نشات بگیرند .‌

کسی چه میداند حقیقت عریان زندگی من چیست حتی خویش نیز ناآگاه از اینهمه تناقضم .

عاشقم یا فارغ مستم یا عاقل . درد میکشم یا بی دردم

احساس دارم یا بی احساسم؟

نمیدانم اصلا نمیدانم ساعتی بعد چه تصمیمی خواهم گرفت

همچون پاکان راه رسم عاشقی خواهم ریخت و سربه دار خواهم شد یا که نه خیال جنونم زده دست به دست شیطان تا ناکجا آباد بشریت خواهم رفت ؟؟

اما ظن و گمانم این است که خدا برای قهرمان این داستان ناپاکی و حضیض گناه نمیخواهد ... چرا که دیده ام دستش را لابه لای تمام تصمیمات بر گناهم

والله دیده ام ..

دیده ام و شما هم خواهید دید ...

راستش کمی هم ترس دارم زیررا برای خوب ماندنم بسیار جنگیده ام اگر خراب کنم سالها پاکی را به چند لحظه باخته ام ...

زندگیدلنوشتهعشق
۶
۱
Bande_khoda
Bande_khoda
بنده خدا
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید