
🔰اگر قرار بود الهه عشقِ مرد به زن را توصیف کند چگونه توصیف میکرد ؟
ورای آنکه الهه بر این باور است هیچ عشقی جز در اتصال به ذاتِ احدیت شکل نمیگیرد و این سیرِ صعودی و نزولی ناگزیر باید طی شود با این همه:
عشق مرد به زن یعنی:
🔴بلد بودن زن
🔺بلد بودن اینکه چه چیزی او را خشنود میکند و چه چیزی او را به خشم میآورد
از چه کسی دلچرکین میشود و به چه کسی دل میبندد و…
بلد بودن یک زن همهچیز را بالقوه در بطن خود دارد.
اگر یک زن را بشناسی میدانی که گاه در اوج پیچیدگیهای رفتاریاش تنها به دنبال آغوشیست.
و در سکوت پایدارش هنرمندی مرد را میطلبد
تا نازکش هنر درونیاش باشد.
مصادیق بسیارند اما آنچه زن از مرد میخواهد بلد بودن است.
و مردِ بلد بازی را برده است.
زنانی که به دنبال جیبهای مردان میگردند اغلب مردِ بلدی کنارشان نداشتهاند.
مردِ بلد شاید از نظر مالی کم داشته باشداما هرگز کم نمیگذارد.
مردِ بلد غور کردن در هستی زنانه را دوست دارد.
شناگر خوبیست.
نه از پیچیدگیها میهراسد و نه از سکوت زنانه.
مردِ بلد حتی دل فمینیستترین زنها را هم نرم میکند.
چرا که عشق هنوز تکه گمشده دنیای زنانگیست.
اگر باشد زن را آرام میکند.
و وادارش میکند دنیای مردانگی را جورِ دیگری ببیند
چنانکه کودکی هراسان از سرمای ممتد و بهمن در حال ریزش
به قصری امن و گرم پناه ببرد…
داشتن زنی با روحیات زنانگی یعنی داشتن جهانهای گوناگون:
🔹یعنی یک بازیگر لوس
«عشوهگری خالص»
(اختلال نمایشی اغلب در زنها فراوان است)
🔹کودکی که دنبال پناهگاه میگردد
(و چه زیباست اگر مرد بتواند گاهی حتی نقشِ پدر را بازی کند)
🔹مادری فداکار و ایثارگر
🔹قدیسهای با خطوط قرمز
که هر کسی را راه نمیدهد جز مردِ میدان را
و مردِ بلد، از کشف زن هراسی به دل راه نمیدهد.
از رفتارهای زن گیج نمیشود
چون میداند پشت تمام افعال او
کودکیست در حال پناه جستن
و زنی بیتاب و منتظر عاشقانه های مردانه…
مردِ بلد از اداهای زنانه خسته نمیشود
و فریاد نمیزند که:
«ما به کدام ساز تو برقصیم؟»
چرا که میداند تستوسترون یعنی مدیریت
یعنی تصمیمهای کلان
یعنی نگهداشتن ستونها…
پس بارهای سنگین را از دوش زن برمیدارد
میگذارد تا او سیال باشد
چون رود…
رودی که آنقدر روان و سرشار از مهربانیست
که حتی سنگی سترگ را هم جان میبخشد.
امام علی (ع) در جایجای نهجالبلاغه
مردان را به خویشتنداری در برابر خشمِ زنان سفارش میکند.
چرا که تستوسترون
توان تصمیم منطقیتر
و مدیریت هیجان را به مرد میدهد.
بلد بودن زن، توهین به زن نیست.
بلد بودن یعنی دیدن تفاوتها…
یعنی حمایتگری مردانه،
یعنی تکیهگاه بودن.
و اگر مردان بلد نباشند
زنها ناچار به خود پناه میبرند
و این را اوج خواسته خویش میپندارند
حال آنکه این وهم است…
طبیعت و هارمونیِ وجود انسان
بالاخره او را به جاده حقیقی بازمیگرداند.
چرا مردان به دنبال لذت از زنان باشند
و ما از مردان حمایتِ بیشتر نخواهیم؟
بعضی چیزها ظاهرش حمایت از حقوق زنان است
اما در باطن
خیانتیست به دنیای زنانگی…
اللهم ارزقنا شوهراً بلدا😂👍

یعنی من چطوری مینویسم ویرگول چطوری به اشتراک میگذاره. دست مریزاد واقعا