با دادن آزمونهای روانشناسی فکر میکردم نمره بالای تحمل فشار روانی یعنی "قوی" هستم تا اینکه یک روز از خواب بیدار شدم و فهمیدم فقط بلد نیستم فریاد بزنم. اما بلد بودم کنترل کنم و بلد بودم نشکنم تا روزی که آرام آرام مانند دیواری از داخل ترک برداشتم.
تحمل فشار روانی یا Distress Tolerance یعنی توانایی تحمل موقعیتهای هیجانی منفی بدون اینکه واکنش مخربی نشان دهیم. در روانشناسی این مفهوم شاخص مهمی برای تابآوری محسوب میشود و تستهای استانداردی مثل مقیاس تحمل پریشانی(DTS) این توانایی را میسنجند و نمرات بالا را نشانه سلامت روان میدانند اما تجربه من چیز دیگری میگوید: "نمره بالا یعنی فقط خوب بلدیم دردمان را پنهان کنیم"
طبق این آزمونها تصور میکردم قویترم اما حقیقت این بود که تحمل من از جنس سرکوب بود. یاد گرفته بودم فریاد نزنم، گریه نکنم و کمک نخواهم و آزمونهای روانشناسی این سکوت مرگبار را "تابآوری" مینامیدند. چرا به تحمل فشار روانی افتخار میکنند؟چون جامعه افرادی را دوست دارد که به هم نریزند و شاد باشند اما ما نیاز داریم یاد بگیریم چه زمانی باید تحمل کنیم و چه زمانی کمک بخواهیم.
این آزمونها هرگز از تو نمیپرسند: چطور تحمل میکنی؟، آخرین بار از چه کسی کمک خواستی؟ آنها فقط عدد میدهند و شماهم یا غرور کاذب راه میافتید در حالی که از درون فرو میریزید و ما بدون آنکه بدانیم این زنگ خطر را جشن میگیریم.
قوی کسی نیست که هرگز نشکند، کسی است که شکستنش را بلد باشد و بپذیرد و دوباره از جایش بلند شود شاید وقت آن رسیده که تابآوری را از نو تعریف کنند و بپرسند: زندگیات را چطور تحمل کردی؟ نه چقدر.
حالا نوبت توست: شده روزی با نمره بالا اما حال بد ساعتها به دیوار خیره شده باشی واز کسی کمک نگرفته باشی؟ من منتظر روایت تو هستم در پیامها حتی در سکوت چون تنها با اشتراک گذاشتن این اشکهای پنهان میتوانیم معنی تابآوری را بازنویسی کنیم.
نویسنده:ملیکا
دانشجوی روانشناسی، علاقه مند به خودشناسی
طبق این آزمون