
اردیبهشت است، باد خنکی از حیاط پشتی اداره، عطر شکوفههای سفید و کوچک درختهای اقاقی را توی اتاق آورده و بهار خود را در ذره ذرهی هستی روزمره و کسل کنندهی ما منعکس کرده است.
دو خوشه، از شکوفههای سفید اقاقی را صبح چیدهام. یکی را میان کتاب نامه به پدر گذاشتهام و آن یکی برای توست، اگر که بیایی...