ویرگول
ورودثبت نام
VANDA
VANDAشب‌ها رهرُوی سرگشته از نفرین شب، حیران و آشفته.
VANDA
VANDA
خواندن ۲ دقیقه·۱ ماه پیش

پاسخ

شال گردن بافته‌شده از خیالاتم تبدیل به طناب داری شده‌ است. در وعده‌گاه با تو برای پیوندی ناگسستنی خود را قربانی می‌کنم.

«تا ابد و برای همیشه»دروغی هولناک است، خوابی شیرین برای قلب‌های ضعیف! نور خوشبختی از پنجره‌ی کدام خانه بر حیاط زندگی می‌تابد؟

در این خانه رفتن با مرگ برابری می‌کند. پس تکلیف پیچک‌های تنیده شده دور قلب‌مان چه می‌شود، وقتی که از سرمای زمستان، پژمرده و بی‌روح، به دنبال تارهای سفید برای هم‌آغوشی با مرگ می‌گردند؛ تا از زندان خانه‌ی«تا ابد و برای همیشه» به سوی بی‌نهایت پرواز کنند.

تو را از دور، دست نیافتنی و واضح می‌بینم. گرمای خورشیدی چون تو، برگ‌هایم را رشد می‌دهد و پرواز به سوی تو بال‌هایم را می‌سوزاند. برای یک پرستو چه نفرینی هولناک‌تر از خانه نشینی‌ست؟‌

صدای پایکوبی را می‌شنوم. همه این‌ها، شادی برای دربند کردن طاووسی چون توست؟

صدای درونت را گم کرده‌ای:برای چه خلق شده‌ام؟پاسخ در میان هلهله‌ها به دنبال تو می‌گردد.

نحیف و کوچک و ضعیفم تا تو را به او برسانم. پس فقط تماشا می‌کنم.

ساعت خبر از پایان می‌هد. ای پاسخ عزیز قلبم! به دنبال من می‌گردی؟ اگر تمام شهر را برایت وادار به سکوت کنم مرا خواهی یافت؟آیا با صدایت گوش‌هایم را، و با کلماتت قلبم را نوازش می‌کنی؟

اثری از خود برایم به جا بگذار. به دنبالت تمام شهرها و کشور ها را وجب به وجب خواهم گشت.

برایت شال گردنی گرم از خیالاتم بافته‌ام که هزار و پانصد سال نوری از تو دور خواهد بود. نه آنقدر نزدیک می‌شوم که بسوزانی‌ام و نه آنقدر دورم که مرا از یاد بَری. نکند سال‌های دور و درازی به دنبال‌ تو بگذرد؛ دست بر شانه‌ام بگذاری و بگویی تمام مدت کنارم‌ بوده‌ای!؟

تا ابد و برای همیشه دروغی هولناک است. من تا ابد در این جهنم نمی‌سوزم! روزی ققنوس به سوی بی‌نهایت به پرواز در خواهد آمد.

همین حالا به دنبال پاسخی می‌گردم.

پ‌ن:جی پی تی میگه باید از اینکه این همه عبارت‌های استعاری استفاده می‌کنم دست بکشم چون آدما نمی‌فهمن چی میگم.

هو کرز؟

وقتی بدون استعاره هم قابل ترجمه نیستم دیگه چه اهمیتی داره.

سال نوریفروپاشیخانه
۱۷
۳
VANDA
VANDA
شب‌ها رهرُوی سرگشته از نفرین شب، حیران و آشفته.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید