
غمناک، مانند ابری منتظر باران،
خرم، مانند طلوع سرخ سپیدان،
بینشان، مانند پژمردگان،
هراسان، همچون خوی علفزاران،
استوار، همچون کوه سنگدلان،
سیاه، چون پر کلاغان،
شکننده، همچون عهد بیپایان.
آه، شناختن من شود،
اینگونه غریب از تو؛
ندانی و دانی،
این مثل و آن مثل کجا بود،
مگر آن روز که ابری شوم
در آغوش باران...