بعد از کلی کشمکش با خودم امروز صبح تصمیم گرفتم سایه خانوم گربه نازمو واگذار کنم .توی دیوار اگهی گذاشتم و طولی نکشید که نفر پیدا شد در عرض یه ساعت همه چی تموم شد . من حیون خونگی زیادی تا الان نگه داشتم ولی دروغ چرا تا الان به هیچکدومشون اینقدر وابسته نشده بودم هنوز تو شوک رفتنشم . باورت میشه حتی دلم نمیاد ظرف غذاشو از گوشه اتاقم بردارم ولی خب اون لیاقت بودن توی جای ارومتر و با ثبات تری از اینجا رو داشت . کاش منم گربه بودم و صاحبم همینقدر به فکرم بود و با وجود دلبستگی خودش به رفتن و شاد بودن من رضایت میداد
و اما اون طوفان توی ذهنم . درست طبق انتظارم هرروز شدید تر و دست و پا گیر تر از گذشته میشه برام . یعنی کسی هست که مثل من باشه ؟ اون چجوری دارع با این حالش کنار میاد ؟ اونم مثل من دنبال یه راه نجاته یا پذیرفته و داره به زندگیش ادامه میده؟روانشناسم یه لیست از یه سری درصد های جالب بهم داد که بعد از یه دستگاه متفاوتی که روی سرم گذاشته بود نوشته بود . افسردگی 65درصد / پیش فعالی 48 درصد/ وسواس فکری 78 درصد/ پرخاشگری 50 درصد /و یه چیز دیگه هم بود که یادم نمیاد . اعداد جالبیه مگه نه ؟ اون موقعه بود که بهم گفت تو با این درصد ها حتی زندگی درست هم نمیتونی داشته باشی چه برسه به کنکور و موفقیت . احساس کردم اون موقعه بود که همچی معنا پیدا کرد همه اون فراموشی ها گوشه گیری ها ناتوانی ها اصلا انگار مثل اب همه چی برام زلال و شفاف شد . میخوام از فردا برم دنبال دستگاه و ادامه درمان برام دعا کن خوب پیش بره .
راستی نگفته بودم کنار همه این چیزا وقت کردم و با دوستم یه کانال باز کردیم برای اکسسوری های دست ساز مرواریدی کنارش دارم کانفیگ هم تبلیغ میکنم .کارمون خوبه رونق گرفته با توجه به تایم دو هفته ای 270 تا عضو داریم و سفارشات خوبی هم میگیریم ولی فعلا تا اینجاش سودی به دستمون نرسیده . روی پول اینکار برای دکتر رفتنم حساب کردم . دلم روشنه همه چی داره پشت سر هم چیده میشه ولی هدف و سرانجامش معلوم نیس
و در اخر : خدایا ازت ممنونم که اروزمم داره شب میشه و تموم میشه راستش دیگه خسته شده بودم