raha·۱۳ ساعت پیشدو راهی هااوقات که نه بیشتر اوقات احساس نازیبا بودن میکنم . نمیدونم یه حسی بین زشتی و زیبایی یه چیزی بین دو تا شاید همون معمولی بودن خودمون . نمیدونم…
raha·۱ روز پیشفراموشیتوی این بلبشوی کنکور و تایم کمی که دارم اصرار خانواده باعث شد دو روز یه سفر مختصر و کوتاه داشته باشم .خیلی جالبه روز تولد دوست صمییم رو یاد…
raha·۶ روز پیشچجور آدمیم؟یه لحظه به فکرم رسید درباره چیزی که الان هستم یا فکر میکنم که هستم بنویسم . دختری که 29 روز مونده تا تولد 21 سالگی یعنی بیست سال از عمرم تم…
raha·۹ روز پیشکتابخونهامروز فهمیدم کارای نظافت کتابخونه رو اعضا انجام میدن حتی شستن دستشویی هارو ... به نظر شما یکم عجیب نیست ؟حالا جارو کشیدن و تی زدن باز یه چی…
raha·۱۰ روز پیشتولدم نزدیکه <<< یادت میمونه؟چیزی تا تولدم نمونده ولی ذوقی ندارم . راستش الان دارم بابامو درک میکنم که چجوری این همه سال حتی یادش هم نمیموند که تولدشه . سنم داره جدی می…
raha·۱۱ روز پیشکام بک به گذشته...دارم سعی میکنم به کارام نظم بدم به همشون برسم ادم مفیدی واسه زندگیم باشم درس بخونم کار کنم زبان بخونم رفتارمو درست کنم و باعث شور و نشاط خو…
raha·۱۳ روز پیشزندگی درد قشنگیست که جریان دارد ...دیروز یه برنامه جدی از مشاورم گرفتم یعنی منی که نمیتونم بیشتر از سه ساعت بخونم باید بیارم رو 8/10 ساعت هرورز مطالعه داشته باشم . مخصوصا که…
raha·۱۴ روز پیشدختری که میخواست برهامروز اون دختری که وسایلشو جمع کرده بود رفت .نگاهش ناراحتی نداشت ولی پشیمونی چرا /سعی میکرد به روی خودش نیاره که چخبره ولی قافل از اینکه هم…
raha·۱۵ روز پیشجون بکن شاید زنده موندی :)گاهی با یه طناب گاهی با یه تیغه تیز یا یه مشت از رنگی ترین قرص های دنیا .....ولی دردناک تر از همه ی اینا با یه فکر یه غم یه آشفتگی توی گوشه…
rahaدرسَکّو!·۱۵ روز پیشطرد شدنخیلی چیزا دوست دارم بنویسم مثلا یکیش درمورد حسیه که موقعه مواجه شدن با طرد شدن بهم دست میده. وقتی یه جایی توی یه جمعی نشستی و یکی بهت میگه…