ویرگول
ورودثبت نام
دختری از آن سو
دختری از آن سوعزیزم ؛ این غم است که که مارا به یکدیگر محرَم میکند
دختری از آن سو
دختری از آن سو
خواندن ۱ دقیقه·۱۶ روز پیش

اُمید...

نه

شکایت نمیکنم !

اما کوه هم که باشد

گاهی دم غروب که می‌شود دلش می‌لرزد ...

بخدا قسم اصلا انگار کوه ها طور دیگریست

انگار ایستاده می‌افتند

ایستاده می‌گریند و ایستاده می‌میرند

پس این همه پرنده بر سر آن کوه برای چه کسی شیون می‌کند!؟

گلایه نمیکنم

اما با تمام بی پناهیم

گاهی پشت این خنده های سرد

و این گریه های گرم

هی زنده میشوم و میمیرم

کار این روزهایم قرض گرفتن است

اقساطی نفس کشیدن ...

هی دفن میکنم و دفن میکنم و دفن میکنم

امید های رفته پی روزهای رفته را

هی قرض میکنم و قرض میکنم و قرض میکنم

از فردای خود امید ...

(الهام گرفته شده )

بخدا

شعرکتاب
۲
۰
دختری از آن سو
دختری از آن سو
عزیزم ؛ این غم است که که مارا به یکدیگر محرَم میکند
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید