
نه
شکایت نمیکنم !
اما کوه هم که باشد
گاهی دم غروب که میشود دلش میلرزد ...
بخدا قسم اصلا انگار کوه ها طور دیگریست
انگار ایستاده میافتند
ایستاده میگریند و ایستاده میمیرند
پس این همه پرنده بر سر آن کوه برای چه کسی شیون میکند!؟
گلایه نمیکنم
اما با تمام بی پناهیم
گاهی پشت این خنده های سرد
و این گریه های گرم
هی زنده میشوم و میمیرم
کار این روزهایم قرض گرفتن است
اقساطی نفس کشیدن ...
هی دفن میکنم و دفن میکنم و دفن میکنم
امید های رفته پی روزهای رفته را
هی قرض میکنم و قرض میکنم و قرض میکنم
از فردای خود امید ...
(الهام گرفته شده )
بخدا