
من میگویم هر آدمی برای خودش یک دیوان است
گاهی غزل است و شاه بیت زندگی اش میشود آن آدم دیگر
گاهی قصیده میشود و تمام نمیشود
گمان کنم بیت های من بیشترشان غزل باشد و اندکی مثنوی برای روز های که جو زده میشوم و تصمیم های بزرگ میگیرم
روزهایی اردک تنها بر روی آبم ، روزهایی گل در بر و می در کف و معشوق به کام ام .
نظرم بر این است که هر آدمی یک قالب غالب به دیگری دارد فکر میکنم معلم ها غزل اند ، نویسنده ها ترجیع بند ، پزشکان قصیده و وکیل ها حماسی شاید آقای جمالی سر کوچه مان که هر روز روی خیارشور ها قیمت جدیدی میگذارد دو بیتی باشد ، امان از آدم های دوبیتی
میخواهم بگویم که فرقی نمیکند غزلی ، قصیده یا مثنوی ، تو یک دیوانی که سرشار از زندگی و بسیار خواندنی ست ، میتوانی روزهایی حافظ باشی و عاشق روزهایی مولوی و عابد ، چیزی که ارزشمند است این است که بتوانی صفحه ها را خالی از کلمات نگذاری ، روی هر صفحه ردی از خود بجا گذاری که در آخر فصل زندگی دیوانت خواندنی باشد و خیال انگیز ...
خلاصه که سرتان را درد نیاورم انتخاب من ایشان است که میفرماید
دست از طلب ندارم تا کام من بر آید
یا تن رسد به جانان ، یا جان ز تن برآید
ولی جدی جدی اگر بیت بودید کدام بیت میشدید !؟
