ویرگول
ورودثبت نام
دختری از آن سو
دختری از آن سوعزیزم ؛ این غم است که که مارا به یکدیگر محرَم میکند
دختری از آن سو
دختری از آن سو
خواندن ۱ دقیقه·۱۱ روز پیش

شکوفه های نور🎐

من میگویم هر آدمی برای خودش یک دیوان است

گاهی غزل است و شاه بیت زندگی اش میشود آن آدم دیگر

گاهی قصیده میشود و تمام نمیشود

گمان کنم بیت های من بیشترشان غزل باشد و اندکی مثنوی برای روز های که جو زده میشوم و تصمیم های بزرگ میگیرم

روزهایی اردک تنها بر روی آبم ، روزهایی گل در بر و می در کف و معشوق به کام ام .

نظرم بر این است که هر آدمی یک قالب غالب به دیگری دارد فکر میکنم معلم ها غزل اند ، نویسنده ها ترجیع بند ، پزشکان قصیده و وکیل ها حماسی شاید آقای جمالی سر کوچه مان که هر روز روی خیارشور ها قیمت جدیدی می‌گذارد دو بیتی باشد ، امان از آدم های دوبیتی

میخواهم بگویم که فرقی نمیکند غزلی ، قصیده یا مثنوی ، تو یک دیوانی که سرشار از زندگی و بسیار خواندنی ست ، میتوانی روزهایی حافظ باشی و عاشق روزهایی مولوی و عابد ، چیزی که ارزشمند است این است که بتوانی صفحه ها را خالی از کلمات نگذاری ، روی هر صفحه ردی از خود بجا گذاری که در آخر فصل زندگی دیوانت خواندنی باشد و خیال انگیز ...

خلاصه که سرتان را درد نیاورم انتخاب من ایشان است که می‌فرماید

دست از طلب ندارم تا کام من بر آید

یا تن رسد به جانان ، یا جان ز تن برآید

ولی جدی جدی اگر بیت بودید کدام بیت می‌شدید !؟

بی دلیل
بی دلیل

زندگیشعر
۰
۰
دختری از آن سو
دختری از آن سو
عزیزم ؛ این غم است که که مارا به یکدیگر محرَم میکند
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید