ویرگول
ورودثبت نام
الیزابت بنت👒💌🏛️
الیزابت بنت👒💌🏛️می‌گویند زیبا می‌نویسم و زیباگوش میدهم... نویسنده✍🏼📜 دانشجوی روانشناسی👩🏼‍🎓🧠 عکاس 📸و رویا پرداز
الیزابت بنت👒💌🏛️
الیزابت بنت👒💌🏛️
خواندن ۲ دقیقه·۱۲ روز پیش

جام جهانی و گوجه سبز☁️⚽

این روزها شاید تنها دلخوشی دنیا برایم جام جهانی روبه رو باشد

انتظار کشیدن برای شب‌هایی که قرار است دوباره پرتابم کنند وسط کودکی و نوجوانیِ پرشورم.

همان سال‌هایی که دنیا برایم در دو چیز خلاصه می‌شد:

پرسپولیس و رونالدو

دو چیز بی‌ربط به هم، که من در ذهنم آن‌قدر به هم وصلشان کرده بودم که حالا فقط می‌شود به آن روزها لبخند زد؛

روزهایی که اگر کسی وارد اتاقم می‌شد، فکر می‌کرد پسری آنجا زندگی می‌کند.از پوسترهای چسبیده به دیوار گرفته تا تقویم‌ها و سالنامه‌هایی که با طرح‌های فوتبالی‌شان برایم حکم گنج را داشتند. حالا که هیچ‌چیز سر جای خودش نیست، دست‌کم جام جهانی می‌تواند مرا برگرداند به همان سال‌های خوب؛

سال‌هایی که هنوز تنها نشده بودم،

وقتی خواهرهای بزرگ‌ترم هنوز در خانه بودند و خانم خانه ی خودشان نشدند.

فرش را روبه‌روی تلویزیون کوچک گوشه اتاق پهن می‌کردیم.

کولر پنجره‌ای با آن صدای همیشگی‌اش روشن بود، آن‌قدر بلند که نمی‌گذاشت ده درجه اول صدای گزارشگر را درست بشنویم.

آخر بابا خوب بود و باید سکوت می‌کردیم.

بابا بدخواب و حساس بود؛ کوچک‌ترین و نوری بیدارش می‌کرد برای همین خواهر بزرگ‌ترم، همان که تمام کارهای پسرانه خانه روی دوشش بود، چهارپایه را می‌آورد و شیشه‌های در را با کاغذ می‌پوشاند تا هیچ نوری بیرون نرود و امتیاز فوتبال دیدن آن شب را از دست ندهیم.

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود.

یک چشمم خواب بود و چشم دیگرم توپ را دنبال می‌کرد؛

توپی که در آن تاریکی و خواب‌آلودگی، گاهی نمی‌فهمیدم زیر پای چه کسی‌ست.گوجه‌سبز می‌خوردیم و یواشکی ریزریز می‌خندیدیم. نمی‌دانم چه کسی گل می‌زد،

فقط یادم هست بی‌صدا فریاد می‌کشیدیم و شادی می‌کردیم. خواهرم از حرص پشت سر هم آب می‌خورد.

ساعت نزدیک دو بامداد بود که ناگهان در، آرام باز شد.

همه خشکمـان زد.

نگاه‌های ترسیده‌مان به در ماند؛

نکند پدر باشد.

نکند خواب خسته‌اش را خراب کرده باشیم.

در کمی بیشتر باز شد

و فهمیدم مادر است.

با لبخند، آرام وارد اتاق شد؛

نان و پنیر و سبزی بدست داشت لقمه ای برایم گرفت و

گفت:

«خوابم نبرد… بازی چیشد؟»

بازی چیشد؟»

جام جهانیپرسپولیسرونالدوخانوادهخاطرات
۵
۱
الیزابت بنت👒💌🏛️
الیزابت بنت👒💌🏛️
می‌گویند زیبا می‌نویسم و زیباگوش میدهم... نویسنده✍🏼📜 دانشجوی روانشناسی👩🏼‍🎓🧠 عکاس 📸و رویا پرداز
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید