الیزابت بنت👒💌🏛️·۴ روز پیشبابا لنگ دراز عزیزم🪄بابا لنگ دراز عزیزم فارغ از هرچه در پایان اتفاق میافتد من در مسیر ، روزهای زیادی را خوشحال بودم روزهای بسیاری را با لبخند بیدار شدم و با…
الیزابت بنت👒💌🏛️·۸ روز پیشیه بلیط به مقصد جنوبساعت هفت صبح بدنم آلارم بیداری میدهد و نور وحشتناکِ بیرون از پنجرهی اتاقم همه جا را روشن کرده درجایم وول میخورم و به ساعت نگاه میکنم که هف…
الیزابت بنت👒💌🏛️·۱۱ روز پیششکوفه دادن 🌱چند روزی میشود تصمیم گرفتهام اردیبهشت را تماشا کنم؛،به این بهارتماشا و به خوابهایم ساعتهای طولانی بدهکارم روزهایم آنطور که دلم میخو…
الیزابت بنت👒💌🏛️·۱۴ روز پیشآدم اتفاقیکلاسِ ساعتِ ششِ عصر تمام شد و انگار احساس خفگی وتنهایی و یک جور بدح…
الیزابت بنت👒💌🏛️·۱۴ روز پیشنرگسِ من🌼هنوز عطر آن گل نرگس در میان صفحههای کتاب محبوبم مانده..جایی لابهلای کلمات، جایی که بوی کاغذ و خاطره با هم قاطی میشوند و هر بار که کتاب ر…
الیزابت بنت👒💌🏛️·۱۸ روز پیشفصل موندگار🥂آذر ماه بودیک روز سرد و بارانی در دل اهوازِ زیبا ،سومین ترم از دانشگاهم بود و به رسم هر امتحان خوشحال از جلسه بیرون آمده بودم ، هنوز مزه ی…
الیزابت بنت👒💌🏛️·۱۹ روز پیشکوچه بن بست🦋🪞دست در دست هم، گامهایمان را با ریتمِ آرامِ کوچهها هماهنگ میکردیم. چشمهایمان بیهدف اما با اشتیاق، روی تراشههای سنگِ دیوارها، نقشونگار…
الیزابت بنت👒💌🏛️·۲۰ روز پیشطهران📝دراز میکشم و به سقف خیره میشم باید بلندشم به گلدون ها آب بدم باید بلندشم و به برگ هایی که چشم امید به من بستن رسیدگی کنم .برای خودم میخونم…
الیزابت بنت👒💌🏛️·۲۱ روز پیشوقتی که اینجایی💌📸روی نیمکتِ کنارِ آخرین درخت نشسته بودم و کتابِ دزیره را بدست داشتم. باد ورق هایش را یکی یکی کنار میزدولی نگاه خیره ی من به جلو بود ، کلاغ ه…
الیزابت بنت👒💌🏛️·۲۱ روز پیششهرِ جدیدِ زندگی💌🪴اینجا همه چیز آماده است تا من زندگی کنم. کوچه هایی با نام دلبرانه و معماری شاعرانه، از بنفشه و یاس تا گلبهار و سپیده .از زمستانی که سفید پو…