ویرگول
ورودثبت نام
" سمفونی کلمات "
" سمفونی کلمات "
" سمفونی کلمات "
" سمفونی کلمات "
خواندن ۱ دقیقه·۲ روز پیش

این روزها

متوجه شده‌ام که این روزها حال هیچکس خوب نیست.

حال همه مان حال دو دقیقه به گریه است

یا دو دقیقه به انفجار خشمی بزرگ.

دانسته ام همه دارند زورشان را می‌زنند چرخ های زندگی را جلو ببرند از آن مهم تر خودشان را به دوش بکشند و به زور هم شده قدمی بردارند بلکه فردا روز بهتری باشد.

فهمیده‌ام که برای همه تلاشی که میکنند با اندازه‌ی قدمی که برمیدارند ، با نتیجه، تناسبی ندارد و این خسته شان می‌کند.

همه سخت تلاش می‌کنند با باری سنگین روی دوش قدم به جلو می‌گذارند اما مثل وقتی که به فنری زور وارد می‌کنیم تا از هم بازش کنیم و سر اخر وقتی رهایش می‌کنیم دوباره به شکل قبلی اش برمی‌گردد ادم ها هم وقتی به خود میآیند می‌بینند با وجود حجمی از تلاش هایشان سر جای قبلی‌شان هستند.

اما ما فنر نیستیم روزی میرسد که ما هم قدمی به جلو برداشته باشیم عرق خستگی را از پیشانی پاک کنیم به عقب نگاه کنیم و با خود بگوییم ارزشش را داشت.

این روزها ما همه ناراحتیم هر کس به شکلی اما ماهیت یکی ست ؛ « رنج»

یک کار می‌توانیم برای هم بکنیم و آن این است که خودمان و هر کسی را لایق محبت بدانیم

آدمها کیسه ی بوکس نیستند که ناراحتی هامان را روی آنها خالی کنیم

هر آدمی مثل کشتی‌گیری خسته است که هنوز مسابقه‌ی فعلی اش تمام نشده باید خستگی هایش را جمع کند و دوباره روی تشک برود.

بیایید با هم مهربان باشیم مهربانی ها برعکس تلاش ها هر چند کوچک باشند اثری بزرگ خواهند داشت.

بهناز سراوانی

دلنوشتهدلنوشته کوتاهروزمرگیامید
۲
۰
" سمفونی کلمات "
" سمفونی کلمات "
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید